دانلود آهنگ فریدون آسرایی گل نازم

دانلود آهنگ نوستالژی فریدون آسرایی گل نازم

با ما باشید با دانلود آهنگ به یاد ماندنی و پرطرفدار فریدون آسرایی به نام گل نازم با بهترین کیفیت ممکن و متن ترانه در وب سایت «موزیک ترین»

( این ترانه از آلبوم از تو دورم… انتخاب شده است )

♬ Download Exclusive Music By : « Fereydoon Asraei – Gole Naazam » With Best Quality , Direct Links And Lyrics In MusicTarin ♬

دانلود آهنگ فریدون آسرایی گل نازم

متن آهنگ گل نازم فریدون آسرایی

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

گل نازم… تو با مــن؛ مهربون باش!…♯♫♪

واسـه چشمام؛ پُلِ رنگین کمون باش!…♯♫♪

اسیرِ باد و بارونم… شــب و روز…♯♫♪

گلِ این باغِ بیـنام و نشون باش!…♯♫♪

من عاشقی… دل خــونم…♯♫♪

شکسته ای؛ مَحزونم…♯♫♪

پناهِ این دلِ بی آشـیون باش!!…♯♫♪

دلم تنگه… تو با من، مهربــون باش!!…♯♫♪

گل نازم! آسـمونم، بی ستارست…♯♫♪

مثلِ اَبرا؛ دلِ من، پاره پارســت…♯♫♪

دوباره عطرِ تو پیچیده، در باغ…♯♫♪

نفس، امشب برام عُمـرِ دوبارست…♯♫♪

گل نازم… بگو بارون ببــاره!!…♯♫♪

که چشـماتُ؛ به یادِ من بیاره…♯♫♪

تماشایِ تو، زیرِ عطرِ بارون…♯♫♪

چه با من میکنه؛ امــشب دوباره؟!؟!…♯♫♪

شب و تنهاییِ ماه و ستاره…♯♫♪

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

کد آهنگ پیشواز ایرانسل گل نازم

گل ناز ۱ : ۳۳۱۲۱۴۷

گل ناز ۲ : ۳۳۱۲۱۴۸

ار سال کد مورد نظر به ۷۵۷۵

آوای انتظار همراه اول گل نازم

گل ناز : ۵۵۴۶۶

ار سال کد به ۸۹۸۹

فریدون آسرایی گل نازم

نوشته دانلود آهنگ فریدون آسرایی گل نازم اولین بار در موزیک ترین / دانلود جدیدترین آهنگ ها. پدیدار شد.

هشدار مدیر امور سینماهای جشنواره کلیپ فجر به مخاطبان درمورد بازار سیاه بلیت‌ها- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم

به گفته باشگاه خبرنگاران پویا، محمدرضا فرجی درمورد تهیه بلیت ها، سانس های فوق العاده و آماده سازی سینماها ازبرای میزبانی از جشنواره کلیپ فجر بیان کرد: همان طور که از اسم  بازار سیاه معلوم هست، بنابراین  قیمت بلیت ها نیز غیر طبیعی هست. از طرفی ممکن هست بلیت ها تقلبی باشد و افراد نتوانند از آنها استفاده کردن کنند و کلیپ های مورد نظرشان را ببینند به همین دلیل تایید  و تاکید می کنیم که بلیت ها را از طریق سانس های فوق العاده یا گیشه ها تهیه کنند.

وی با بیان اینکه از قبل عنوان کرده ایم، مخاطبان کلیپ  بلیت ها را پیش خرید کنند تا مشکلی به وجود نیاید، افزود:  شاید در بعضی سانس ها و سینماها  که طرفداران بیشتری دارند بلیت ها در حد صفر باشد به همین دلیل ازبرای افرادی که نمی توانند  در ساعت و سینمایی که دوست دارند کلیپ مورد علاقه شان  را ببینند عذرخواهی و تاکید می کنم قبل از آنکه ازبرای تماشای فیلمی به سینما مراجعه کنند از طریق سایت جشنواره این موضوع را تحقیق و با توجه به سانس های فوق العاده بلیت تهیه کنند.

مدیر امور سینماهای سی و هفتمین جشنواره کلیپ فجر اظهار کرد: طبیعی هست که بسیاری از سینماداران علاقه دارند در جشن سینمای ایران حضور داشته  باشند و در ایام دهه ی فجر شریک شوند و طبیعی هست که ما نیز باید بهترین و با کیفیت ترین سینماها را ازبرای این رویداد انتخاب کنیم. گرچه اکثر سینماهای ما این کیفیت را دارند ولی با توجه به پراگندگی جغرافیایی سینماها، بهترین آنها را انتخاب کرده ایم تا بتوانیم خدمت ها بهتری به مردم و مخاطبان کلیپ  داشته باشیم. 

سی و هفتمین جشنواره کلیپ فجر به دبیری ابراهیم داروغه‌زاده همزمان با چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی ۱۰ تا ۲۲ بهمن ماه برگزار می‌شود.

انتهای پیام/

دانلود آهنگ فریدون آسرایی طاقت بیار

دانلود آهنگ قدیمی فریدون آسرایی طاقت بیار

هم اکنون در رسانه موزیک ترین | دانلود آهنگ فوق العاده زیبای فریدون آسرایی به نام طاقت بیار با کیفیت های ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن کامل ترانه

( قطعه ای دیگر از آلبوم موسیقی خاطرات گمشده )

♬ Download Exclusive Music By : « Fereydoon Asraei – Taaghat Biyaar » With Best Quality , Direct Links And Lyrics In MusicTarin ♬

دانلود آهنگ فریدون آسرایی طاقت بیار

متن آهنگ طاقت بیار فریدون آسرایی

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

طاقت بیار! طاقت بیار! توو این روزایِ انتــظار…♯♫♪

طاقت بیار! طاقت بیار! توو سردیِ شـبایِ تار…♯♫♪

طاقـت بیار! اون قلبتُ؛ به دستِ تنهایی نده!…♯♫♪

فانوسِ چشماتو ببخـش! به این، شبایِ غم زده…♯♫♪

روزایِ خـوبُ جا نذار! تو سخـتی هایِ روزگار…♯♫♪

به خاطر منم شــده… طاقت بیار! طاقـت بیار!…♯♫♪

وب سایت موزیک ترین

زمزمه یِ رسیدنت، پُشتِ ســکوتِ جادّه ها…♯♫♪

چندتا قدم مونـده فقط… به خاطرِ خدا بیاااا…♯♫♪

خسته ای… کوله بارتُ؛ رووو شــونه هایِ من بذار!…♯♫♪

راه زیادی اومدیم… طاقت بیار! طاقـت بیار!…♯♫♪

( نگو شکـستی!! نگو بُریدی!! منم مثلِ تو، دلم گرفته…♯♫♪

باید بمونی… طـاقت بیاری… تووو روزگــاری که غم گرفته…♯♫♪ ) تکرار ۲ بار

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

فریدون آسرایی طاقت بیار

نوشته دانلود آهنگ فریدون آسرایی طاقت بیار اولین بار در موزیک ترین / دانلود جدیدترین آهنگ ها. پدیدار شد.

انواری: بعضی از ما مدیران، از نظام طلبکاریم؛ طلبمان وصول نشود، به جاده خاکی می‌زنیم/ بعضی صحبتهای رئیس‌جمهور تناقض دارد- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم

به گفته باشگاه خبرنگاران پویا، مهمان این هفته برنامه دست‌خط، حدود ۷۰ساله، اهل تهران و فرزند یکی از انقلابیون شناخته‌شده هست که از همان دهه ۴۰ کنار پدر دوره مبارزه را طی کرد و پس از انقلاب هم در سمت‌های مختلف حضور داشته هست؛ از وزارت کشور تا وزارت مسکن و کمیته امداد امام(ره) و نامش با کمیته امداد امام خمینی عجین شده هست و هم‌اکنون عضو شورای مرکزی مؤتلفه و هیئت امنای کمیته امداد هست و فکر می‌کنم بتوانیم گپ‌وگفت خوبی داشته باشیم از حال و گذشته و نگاهی هم به آینده بیندازیم.

حسین انواری چهره شناخته‌شده‌ای هستند و احتیاج به معرفی ما ندارند. الآن در شورای مرکزی مؤتلفه و همچنین هیئت امنای کمیته امداد هستند.

 اوضاع چطور هست، آقای انواری؟

من در حال حاضر عضو هیئت امنای کمیته امداد هستم با ابلاغ مقام معظم رهبری، عضو هیئت منصفه مطبوعات هم هستم. در ۳‌ــ‌۲ سال گذشته در آنجا هم حضور داشته‌ام و فعالیت‌های حزبی من که جزو عضو شورای مرکزی حزب هستم.

هیئت منصفه مطبوعات را که شما در آن هستید، فراموش کردم بگویم؛ خیلی هم رسانه‌ای نشده بود؟

هیئت منصفه اسامی عنوان کرده بودند. هیئت منصفه هم اکنون خیلی جای خودش را پیدا نکرده هست.

اصلاً هیئت منصفه چه‌کاری می‌کند؟ چه‌چیزهایی را به شما ارجاع می‌دهند؟

تخلفات مطبوعاتی و مربوط به فضای مجازی و اخیراً هم تخلفات جریان سیاسی، در حوزه مطبوعات.

طبق قانون، دادگاه مطبوعات بدون هیئت منصفه قانونی نیست. هیئت منصفه از اقشار مختلف افراد صاحب‌نظری هستند که هم در استان‌ها و هم در مرکز، افکار عمومی را نمایندگی کرده و در دادگاه حضور دارند، پس از اینکه هیئت قضایی کار خودشان را انجام می‌دهند و رسیدگی‌های آنها انجام می‌شود نظرات هیئت منصفه را دریافت می‌کنند، مبنی بر اینکه آیا این مسائل نشئت‌گرفته از مجرمیت هست یا اینکه فرد مجرم نیست.

اوضاع کمیته امداد چگونه هست؟ تقریباً ۴ سال هست که مسئولیت سرپرستی را تحویل داده‌اید و به‌حکم مقام معظم رهبری جزو هیئت امنا هستید، در ساختار آن یک تغییراتی صورت گرفت؟

در گذشته و در دهه اول انقلاب کمیته امداد شورایی اداره می‌شد. در بازنگری‌ای که در سال ۹۳ انجام شد، تقریباً این محدوده روشن شد، به این معنی ریاست امداد تفکیک شد از وظایفی که هیئت امنا دارند. هیئت امنا در اجرا دخالتی ندارند، سیاستگذاری می‌کنند.

شورای سابق در اجرا دخالت داشتند؟

بعضاً دخالت می‌کردند، با اینکه نباید این اتفاق می‌افتاد ولی محدودیت‌هایی ازبرای اجرا صورت می‌گرفت و دچار تداخل می‌کرد. تصمیمات اجرایی و شورایی با هم تداخل داشت. در سال ۹۴ که اساسنامه با ترکیب تازه و اجزای تازه آن ابلاغ شد، این مشکل برطرف شد. الآن هیئت امنا دخالتی در اجرا ندارند و سیاستگذاری کرده و خط‌مشی‌ها را معلوم می‌کند. گره‌هایی که در اجرا وجود دارد به‌تشخیص ریاست کمیته امداد در آنجا آورده می‌شود و تصمیم‌گیری اجرایی به‌عهده ریاست امداد هست.

هیئت امنا نظارت هم می‌کند؟

یکی از وظایف آنها نظارت هست.

در این ۴ سال مسیر چگونه بوده هست؟

خوب بوده. در این دوره شرایط ما یک شرایط خاصی هست. با آشفتگی‌های اقتصادی که با آن مواجه هستیم، تلاش‌های مضاعفی باید انجام شود در حوزه محرومین.

چند درصد کمک‌ها مربوط به دولت هست و چند درصد خود کمیته امداد به‌نوعی از منبع ها خودش در می‌آورد؟

حدود یک‌سوم کمک‌های مردمی و دوسوم کمک‌های دولت هست.

شاید این طبیعی هست که پس از یک تغییر اتفاق بیفتد، ولی در این چند سال حداقل در تبلیغات بیرونی که بخشی از آن تبلیغات تلویزیونی هست، یک جور دیگر کمیته امداد جا می‌افتد. مقداری ارتباط آن با مردم نزدیک‌تر شده هست. این را حس می‌کنید؟

یکی از پایه‌های کمیته امداد ارتباط مردمی آن هست. درصورتیکه مردم را کنار بگذاریم از آن چیزی نمی‌ماند. در دوره‌های مختلف اهتمام روی این ارتباط وجود داشته هست آن هم در طرح‌های مختلف، الآن هم این اهتمام وجود دارد و این‌که مقایسه کنیم بیشتر شده یا کمتر شده هست، نمی‌توانم چیزی بگویم، به این معنی سنجشی ندارم، ولی می‌دانم ارتباطات خوب هست، و مردم هم استقبال می‌کنند. هم مسئولین ارتباط خوبی دارند با امداد و هم به‌تصویر آن این‌شکل هست.

امداد در حوزه کارگزار بیرون خودش مشکلی ندارد. دولت با امداد همراه هست و کمک‌های بسیار خوبی دارد. مردم هم ارتباط و کمک‌های بسیار خوبی با امداد دارند هم در حوزه زکات کارهای خوبی شده و هم در حوزه صدقات و اکرام و محسنین، طرح‌هایی که امداد دارد حضور مردم خیلی خوب هست ولی درصورتیکه بخواهم مقایسه کنم، الآن سنجش ندارم.

بعضی‌ها معتقد هستند تا چندی پیش این اعتماد مردم که بخواهند کمک‌های خود را به‌سمت امداد بیاورند، مقداری کم‌رنگ‌تر شده بود؛ این را قبول دارید؟

ما مواجه با بداخلاقی‌های اجتماعی هستیم، به این معنی در دوره‌هایی جوسازی‌هایی که انجام می‌شود تأثیرگذار هست و نگاه مردم را تغییر می‌دهد البته به عملکرد ما هم ارتباط دارد. ما درصورتیکه صادقانه عمل کنیم ثبات خودش را دارد و خنثی می‌کند، ولی تأثیرپذیر از این بداخلاقی‌ها هم هست.

مثلاً چه بداخلاقی‌هایی صورت گرفت که بخواهیم به آن اشاره کنیم؟

همین جوسازی‌هایی که در مورد امداد انجام می‌شود.

در دولت قبل این بداخلاقی‌ها صورت می‌گرفت؟

در آن وقت هم بود و همین الآن هم هست، منتها بهانه‌هایی پیدا می‌شود، مثلاً همین ساختمان امداد یک جوی ایجاد شده بود که اشرافی‌گری هست و فضای امدادی نیست.

قبول نداشتید؟

ببینید، من یک تاریخچه‌ای خدمت شما بگویم که ذهن شما اصلاح شود.

ما ۱۴‌ــ۱۳ ساختمان داخل شهر داشتیم که فرسوده بودند ولی ارزش افزوده بالایی داشتند، یک زمینی هم در سوهانک بود که باتلاقی بود از خانه‌تکانی‌های بنیاد مستضعفان که به‌ارث رسیده بود. قبل از تصدی ما، تصمیم بر این شد که این ساختمان‌ها فروخته شود و آنجا احداث بنا شود و بخشی از آن هم ازبرای محرومین استفاده کردن شود و این کار شد.

شاید نیمی از این پول فروش ساختمانها خرج آنجا شد و بقیه ازبرای محرومین استفاده کردن شد. من که مسئولیت را پیدا کردم، نخستین کاری که کردم خدمت دفتر مبارک رهبری رسیدم که “این حرف و حدیث‌ها ممکن هست باشد، الآن من امداد را به جای دیگر منتقل کنم یا اینکه همین جا باشم؟ هرگونه فرمان دهند من عمل می‌کنم”. دستور به ادامه کار در همان‌جا شد و دستور دادند که “ادامه دهید، تنها ساخت‌وسازهای اضافه را ادامه ندهید”.

این زمانی بود که رفته بودید آنجا مستقر شده بودید؛

مستقر که شده بودیم. من که مسئولیت را پذیرفتم در آنجا مستقر بودیم. مسئولیتی را که به‌عنوان سرپرست امداد پیدا کردم سؤال کردم که “درصورتیکه بعضی از حرف و حدیث‌ها وجود دارد، من چه کنم؟”.

امر بر ادامه کار در همان‌جا بود تنها ساخت‌وساز نکنیم و حضرت آقا فرمودند که یک مسجد هم ازبرای مردم در آنجا ساخته شود و ما امر را اطاعت کرده و مسجدی بسیار زیبا در آن مکان احداث شد. فعالیت‌های عمرانی در آنجا متوقف شد، به‌جز آنهایی که نیمه‌کاره بود و باید به اتمام می‌رسید چون ضایعات زیادی داشت.

قدری راحت صحبت کنیم؟

مگر تا الآن ناراحت حرف می‌زدیم؟ (می‌خندد)

این نوعی توپ انداختن در زمین رهبری هست که “ما اجازه گرفتیم و ایشان فرمودند که «نه همان‌جا کارتان را ادامه دهید.»، این را من نمی‌گویم، خیلی از کارشناسان می‌گویند، شاید شما هم همین احساس را کردید که گفتید می‌شد در آن وقت هم انجام شود؛ درست هست؟

من در احداث آنجا سهیم نبودم، درصورتیکه روی سخن با من باشد، من باید اجازه می‌گرفتم که در این محل ادامه دهم یا ندهم و به من اجازه داده شد، من چه‌کار کنم؟

چه‌نیازی به اجازه بود. درصورتیکه به نتیجه رسیده بودید که فاصله بگیرید و این کار را انجام دهید آن را انجام می‌دادید؟

ما یک شورایی داشتیم. شورا علاقه داشت امداد در آن مکان باشد.

نظر شما متفاوت بود؟

نه، نظر من تابع دفتر مبارک رهبری بود، به‌خاطر همین خودم رفتم…

شما جزو شورا هم بودید؟

بله من هم جزو شورا بودم.

نظر شما در رأی‌گیری مثل شورا بود؟ می‌توانید این را بگویید که

من این امر را موکول کردم به استعلام کردن.

در جمع خودتان قبل از اینکه استعلام کنید نظرها چگونه بود، نظر قاطبه شورا بر ماندن بود؟

شما می‌خواهید بدانید که من آنجا را طاغوتی می‌دانستم یا نمی‌دانستم.

بله.

نه، من نمی‌دانستم! در آنجا یک امکاناتی ایجاد شده بود که غیر از استفاده کردن امداد بعضی از فضاها را ازبرای دستگاههای دیگر اجاره می‌دادیم و درآمدزایی داشت. ساختمان بسیار ساده بود، منتهی ساختمانها در یک فضا پخش بودند.

الآن در یک ارتفاع ۱۴طبقه‌ای هست. آن در فضای باز بود و از این امکانات استفاده کردن می‌کردیم و جشن رمضان چند سال برگزار شد. یک مراسم میان‌المللی بود که در آنجا برگزار می‌شد. دیگران به فضاهایی ازبرای اسکان احتیاج داشتند، آنجا در اختیارشان بود، سلف‌سرویسی که در اختیار آنها بود، به این معنی فضایی نبود که به‌طور اختصاصی همه را امداد استفاده کردن کند. امداد یک بخشی را استفاده کردن می‌کرد که صرفه‌جویی در کارگزاری امداد که ساختمانهای مختلف و بحث نگهداری بود، آنها در آنجا مجتمع شد و خرج را کاهش دادند و مشکلی نیز از لحاظ ترددی نبود. محرومین هم در آنجا تردد نداشتند، آنجا ستاد مرکزی بود کارهای آموزشی انجام می‌شد و کارهای ستادی صورت می‌گرفت.

به این معنی فرماندهی امداد در آنجا بود وگرنه ادارات کل استانها که یکی از آنها در استان تهران بود و حوزه‌های مختلف به این معنی در قسمت‌های شهرداری، حوزه‌بندی‌های شهری هم دفتر داشتیم و در شهرستان‌ها و استانها اصلاً مراجعه محرومین در آنجا نبود.

به این معنی اصلاً به آنجا مراجعه نمی‌کردند؟

نه، ما دایره مددکاری داشتیم در همین پیچ شمیران که هم اکنون هم وجود دارد که در آنجا مراجعه می‌شد. صرفه‌جویی نیز از لحاظ مالی داشتیم. به همین صدا و سیمای شما کلی پول ازبرای اجاره سالن اجلاس‌ها می‌دادیم، الآن دیگر این پول‌های اضافه را نمی‌دادیم. ازبرای اسکان هتل و مسافرخانه خرج می‌کردیم. در مواقعی که نشستهای داخلی داشتیم دوستان از استانها می‌آمدند در آنجا خدمت ها داده می‌شد. آنجا را من به‌عنوان یک مکان طاغوتی نمی‌دانستم.

مطلبی دیگر که در آن وقت و هم‌اکنون سؤال می‌شود، سفرها و ارتباط‌های خارجی هست که در کمیته امداد وجود داشته، مثلاً مسافرت به لبنان قابل فهم هست ازبرای مردم که کمیته در آنجا حضور داشته باشد، یا مثلاً ازبرای مردم فلسطین، ولی ازبرای مردم تایلند مثلاً پیش نخست وزیر آنها برویم، در آنجا چه معنایی می‌دهد؟ این ازبرای مردم جا نمی‌افتاد!

اطلاعات رسیده به شما یک‌مقدار ضعیف هست. یکی از چشم‌اندازهای کمیته امداد که در اساسنامه هم بوده، در اساسنامه الآن هم وجود دارد و در یکی از ملاقات‌هایی که با مقام معظم رهبری داشتیم، ایشان تأکید کردند این بوده که الگوهای امداد بتواند که به سایر نقاط به‌ویژه جوامع اسلامی بتواند منتقل شود و باید الگوسازی می‌کردیم.

چند کشور بودند که دفتر داشتیم که با مجوزهای خاص و از قبل بودند، در افغانستان، آذربایجان، تاجیکستان، عراق که بعداً ایجاد شد، در سوریه و لبنان و یک دفتر هم در کومور داشتیم. بعضی از اینها مثلاً آذربایجان در جریان دعوایی که ارمنستان داشت و چیزهای مرزی داشتند و آوارگانی که بودند، در آن مقطع با کمک دولت محموله‌هایی در آنجا فرستادیم که آوارگان بتوانند تأمین و از آن حالت خارج شوند.

آخر اینکه آنجا الگوهای توانمندسازی امداد را بتوانیم پیاده کنیم که این کار انجام شد. در بعضی از جاها کار آموزشی داشتیم، مثلاً در تایلند و چین، در تراش سنگ ما یک برنامه‌ای داشتیم که درآمدزا بود و لذا تیمی را فرستادیم در آنجا که آموزشهای لازم را بگیرند و کارگاههای لازم را ببینند و بیایند، همین ارزش افزوده‌ای که در حوزه توانمندسازی الآن داریم و در اشتغال داریم قسمت زیاد از آن ازبرای آموزش‌هایی هست که رفتند و دیدند و بچه‌ها مشغول انجام آن هستند.

آقای انواری، وضعیت اقتصادی را چگونه می‌بینید؟

خوب نیست. در قشر محرومین بسیار فشار هست.

چقدر آن به شرایط میان‌الملل ما برمی‌گردد و چه‌مقدار به مدیریت داخل ارتباط مستقیم دارد؟

قسمت اعظم آن به مدیریت داخلی برمی‌گردد. تحریم‌ها از اوایل انقلاب تاکنون بوده و ما به آنها مبتلا بوده‌ایم، چیزی تازه نیست، ۲۰ درصد عوامل خارجی دخیل هستند، استعدادهایی که داخل هست درصورتیکه بشود مدیریت کنیم و بارور کنیم، مشکلی نداریم.

جالب هست که بالای ۷۰ برنامه رفته‌ایم و چهره‌های مختلف سیاسی و چپ و راست آمدند. اصولگرایان و اصلاح‌طلبان، همه هم این موضوع را می‌گویند که قسمت عمده این کاستی‌ها به مدیریت برمی‌گردد، به چه دلیل برطرف نمی‌شود؟

از مدیران باید سؤال کنید.

یک هم‌اندیشی، جلسه‌ای و یک چیزی…

ببینید دو تا تفکر وجود دارد، من برداشتم از این موضوع این هست؛ یک تفکر این هست که ما بدون تکیه به خارجی نمی‌توانیم روی پای خودمان بایستیم! این از عمق تفکری هست که بعضاً هم تحصیلکرده‌های ما در خارج از کشور این را به‌ارمغان آورده‌اند، آن را هم القاء می‌کنند و در ذهن دیگران نهادینه می‌شود. در دانشگاه‌های ما چه‌چیزی تدریس می‌شود؟

شما هم تحصیلکرده خارج از کشور هستید؛ چنین اعتقادی دارید؟!

من معتقد هستم که اینها از خارج کشور القاء می‌شود، ولی ما قبول نداریم؛ در داخل ظرفیت‌هایی داریم که خیلی به ما کمک می‌کنند، همین نکاتی که مقام معظم رهبری مدام تذکر می‌دهند و فریاد می‌کشند. ما در مدیریت منبع ها نقص داریم و هماهنگی میان مدیران بسیار ضعیف هست.

جمله‌ای گفتید که باید در جنگ اقتصادی باید از جان و مال و توان خود بگذاریم و پوشش رزم قناعت و خودکفایی بر تن کنیم، این واقعاً الآن دیده می‌شود؟!

تفکری که ما احتیاج داریم یک تفکر جهادی و یک تفکر انقلابی هست؛ ما بدهکار هستیم، طلبکار از نظام نیستیم. بعضی از ما مدیران از انقلاب طلبکاریم و زمانی که این طلب وصول نشود داغ می‌کنیم و به جاده خاکی می‌زنیم، درصورتیکه خودمان را مدیون نظام بدانیم که سر تا پا عشق و علاقه و ایثار…

معضلاتی که ما الآن داریم، اول انقلاب خیلی بیشتر از این بود. امکاناتی که الآن داریم با اول انقلاب قابل قیاس نیست.

جمله‌ای دیگری هم گفتید که فکر می‌کنم…

از کجا اینها را می‌آورید؟ (می‌خندد)

این حرف تکمله حرف الآن شماست؛ گفته بودید، آنچه در افکار عمومی جریان دارد این هست که مسئولینی که از جانب مردم مسئولیتی پذیرفته‌اند تکالیف خود را یا نمی‌توانند یا نمی‌خواهند انجام دهند؟

همین‌طور هست.

الان کدام هست؛ نمی‌توانند یا نمی‌خواهند که انجام دهند؟

هر دو. یا توانمندی‌های ما با مسئولیتی که گرفته‌ایم انطباق ندارد که این خود جرمی هست که ما داریم مرتکب می‌شویم. من درصورتیکه توانمندی‌هایم و اطلاعاتم، تجربیاتم و علمم منطبق نیست باید بروم و انسانی که از من شایسته‌تر هست ازبرای این کار وارد شود.

پس از ۴۰ سال، آقای انواری، به چه دلیل باید این‌شکل باشد؟

بایدش را من نمی‌دانم.

شما کسی بودید که از دهه ۴۰ در مبارزات حاضر بودید و از اول انقلاب بودید بالاخره باید چهارچوبی بسازیم که الآن نگوییم آقایانی که انتخاب شدند یا نمی‌توانند و یا نمی‌خواهند؛ از سمت مردم این پذیرفتنی نیست، به‌نظر شما هست؟

نه پذیرفتنی نیست. ولی عشق به دنیا و علاقه‌مندی به جیفه دنیا و زندگی دنیوی سبب می‌شود که ما التماس کنیم که ما را در فلان جا بگذارند، با اینکه می‌دانیم در آنجا هیچ اطلاعاتی نداریم و کاری نمی‌توانیم از پیش ببریم. سر و کله می‌شکنیم و کلی خلاف می‌کنیم ازبرای اینکه آرای عمومی را کسب نماییم، مثلاً رأی دهند تا فلان پست را به‌دست آوریم. اینها چیزهایی هست که به آن مبتلا هستیم درصورتیکه اینها را نداشتیم که گلستان بود، درصورتیکه ظرفیتهایمان با هم ادغام می‌شد و هم‌افزایی داشتیم، ما هرگز کم نداشتیم هر وقت شروع کنیم هم دیر نیست.

بیش از برنامه در مورد پدرتان مرحوم آیت‌الله محی‌الدین انواری صحبت می‌کردیم ازبرای من خیلی جالب بود که می‌گفتید حاج آقا دوست داشتند کارهای مربوط به مرکز رسیدگی به امور مساجد را انجام دهند ولی ریاست به‌عهده مهدوی کنی باشد، این روحیه‌ها کجا رفت؟

از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.

خیلی این روحیه‌ها عجیب و غریب هست، الآن ازبرای خیلی‌ها صحبت کنیم، خود ما، جوان‌ها شاید باور نکنند؛ چگونه امکان دارد؟

ما باید اول آدم شویم و در واقع خود را بسازیم پس امور مردم را به‌دست بگیریم، گِله مردم همین هست، مثلاً وزیری که می‌خواهد برنامه دهد، برنامه چه‌چیزی را بدهد؟ وزیر می‌خواهد برنامه اجرا کند. رئیس جمهور برنامه دهد؛ برنامه چه‌چیزی را بدهد؟ ما یک قانون اساسی داریم و یک سری سیاست‌های کلی داریم و اسناد بالادستی داریم و موظف به اجرای آنها هستیم. شیوه اجرا را باید بازگو کنیم، نه اینکه از خود ابداع کنیم. این هم یکی از ضایعاتی هست که ما داریم. پس یک مسئولی می‌آید و می‌گوید “برنامه‌های فلانی به‌درد نمی‌خورد”. درصورتیکه برنامه‌ها مبتنی بر اصول هست که باید ادامه پیدا کند، درصورتیکه نباشد باید اصلاح شود.

گفته بودید آقای روحانی هم اکنون قبول نکرده که کارهایش غلط هست؟

پذیرفته؟ (می‌خندد). از صحبت‌های ایشان این‌شکل برآورد می‌شود، صحبت ایشان یک مقدار هم متناقض هست.

مثلاً در کجاها؟

در خود برنامه برجام چقدر تناقض داشتیم؟ در بعضی از صحبت‌هایشان می‌گویند این کارها باید بشود، یک دفعه هم خدمت رهبری مسئولین حضور داشتند، ایشان گفتند که این کارها باید بشود. آقا فرمودند: “خود شما مسئول انجام این کارها هستید”.

بالاخره باید در اجرا تدارک کنیم، این‌که در سخن بگوییم این کار بشود خوب باید بشود و من مسئول هستم باید بروم انجام بدهم، مردم نتیجه کار را می‌خواهند.

آقای حسین انواری را بیشتر یک آقازاده می‌دانند یا اینکه آدم مستقلی هست؟

قضاوت با شماست؛ آقازاده به‌چه‌معنا هست؟

بنده افتخار می‌کنم فرزند مجاهد بزرگ حضرت آیت‌الله انواری هستم. واقع افتخار می‌کنم، یکی از نعمت‌هایی که خداوند ازبرای من ارزانی داشته، این‌که در بیت ایشان به دنیا بیایم و بزرگ شوم و من به پدرم عشق می‌ورزیدم و هم اکنون که ۶ سال هست که از فوت ایشان می‌گذرد من هر جمعه کنار مرقد ایشان راز و احتیاج می‌کنم و استمداد می‌کنم. بنده آقازاده به آن معنایی که شما می‌گویید نیستم.

چقدر نام حاج آقای انواری کمک کرد که شما در این جایگاه‌ها قرار بگیرید؟

من هیچ‌گاه از پدر ازبرای مسئولیت‌هایی که داشتم استفاده کردن نکردم. هیچ موقع ازبرای خودم چیزی نخواستم، ازبرای دیگران خواسته‌ام و التماس هم کرده‌ام. خدا را شاهد می‌گیرم ازبرای خودم هیچی نخواسته‌ام از ایشان. ولی ممکن هست دیگران به ایشان مراجعه کرده باشند و اجازه‌ای گرفته باشند، ولی من خودم اصلاً تقاضایی نکردم، ولی این به این معنا نیست که بی‌ارتباط باشد.

آن را که کاری نمی‌توانستید بکنید؛ قبول دارید که بعضی‌ها با عملکردهای خودشان قصه آقازادگی را خیلی لوس کردند؟

هر جور میل مبارک شما هست. (می‌خندد)

من هیچ‌شکل میلی ندارم. می‌خواستم بدانم که شما قبول دارید یا ندارید؟

این مخصوص آقازاده‌ها نیست، غیر آقازاده‌ها هم این‌شکل هستند. زمانی از صراط خارج می‌شویم این اتفاق می‌افتد، مراقبت نکنیم غفلت‌ها ما را می‌گیرد؛ بله مثلاً ثروت پدر و مقام پدر و ارتباطات پدر بالاخره می‌تواند هم فسادآور باشد و هم تعالی ببخشد، بستگی به نوع استفاده کردن ما دارد.

گفته بودید ازبرای ترمیم ترک‌هایی که در بدنه اصولگرایی خورده، احتیاج به بازمهندسی هست، چطور بازمهندسی؟

من اصلاً این تقسیم‌بندی‌ها را قبول ندارم. ما دو مدل داریم؛ قَد اَفلَحَ مَن زَکّیها. درصورتیکه بخواهیم در صحنه‌های مختلف تعالی پیدا کنیم و پیروز بشویم این مدل قرآنی ما هست. داخل آن ایثار، جهاد، ازخودگذشتی وجود دارد، انفاق و احسان وجود دارد گذشت و صبر و همه سفارشاتی که امام علی(ع) دارند، وجود دارد.

نقطه مقابل آن، حرکت فرعونی هست؛ آیه شریفه‌ای که زمانی انسان خودش را مستغنی می‌بیند طغیان می‌کند… قدرت‌طلبی، خودخواهی، دروغ، فتنه هست. ما از خط یک و دو صحبت می کنیم، از اول انقلاب این تقسیم‌بندی‌های صوری را داشته‌ایم، خیلی از اصولگرایان هستند که هیچ مبانی اصولگرایی ندارند و خیلی از اصلاح‌طلبان هستند که مبانی اسلام و اصول اسلام را قبول دارند. ما یک خط‌کشی‌هایی انجام داده‌ایم و پس این سمت گود ایستاده‌ایم و آن سمت گود به هم فحش می‌دهیم، خط خودمان را معلوم کنیم. نظام را قبول داریم و انقلاب را قبول داریم، امام و رهبری را قبول داریم و جمهوری اسلامی را قبول داریم.

پس در حوزه‌هایی که وارد می‌شویم مثلاً در مقاطع متنوع مثل انتخابات، اینها بروز می‌کند. خیلی از آدم‌های خوب در جناح اصولگرایان هستند که من آنها را قبول دارم. در اصلاح‌طلبان هم هستند که آنها را هم قبول دارم. این تقسیم‌بندی صوری هست و مبنا ندارد. درصورتیکه بخواهیم مبنا بگذاریم…

بالاخره شما عضو شورای اسلامی مؤتلفه هستید که به‌عنوان یکی از تفکرات اصولگرا شناخته می‌شود!

عرض کردم، در جناح اصولگرا خیلی‌ها هستند که تفکر مبنایی هم ندارند.

مثلاً می‌توانید نام ببرید؛ چه‌کسانی هستند که تفکر مبنایی ندارند؟

من که نمی‌توانم اسم ببرم، خیلی‌ها هستند که ندارند. من مسئول دین کسی نیستم. (می‌خندد)

درصورتیکه بخواهیم کلی از آن بگذریم خوب نیست.

از من نخواهید که اسم برده شود. ما در مؤتلفه یک مبانی‌ای داریم که به خودمان فراخوان نکنیم. ما دعوتمان، دعوت به‌سوی خدا هست، دعوت به‌سوی خودمان نیست، بنابراین این نیست که درصورتیکه در انتخابات برنده نشدیم یک ضایعه بزرگ شده باشد، نه این‌شکل نگاه نمی‌کنیم.

در انتخابات ۹۶ شما به آقای میرسلیم رأی دادید؟

من ایشان را قبول دارم.

به آقای روحانی رأی دادید؟

نه، به آقای میرسلیم رأی دادم.

می‌دانستید که رأی نمی‌آورد؟

من باید تکلیف خودم را انجام می‌دادم. چند نفر در صحنه حضور دارند. تکلیف شرعی من چیست؟

خداوند آقای عسگراولادی را رحمت کند. سال ۸۴ را با یک عبارتی یاد می‌کردند، انتخابات پیچیده‌ای شد. آقای انواری در آن وقت به چه‌شخصی رأی داد؟ آقای هاشمی یا آقای احمدی‌نژاد؟

نگویم بهتر هست. شما جنجال ایجاد نکنید.

تمایل به گفتن آن ندارید؟

نه نمی‌گویم.

شما قبول دارید مثل بعضی‌ها که می‌گویند ای‌کاش آقای هاشمی نمی‌آمد؟

البته آقای هاشمی، به‌نظر من در یک مقطعی نباید خودشان را در معرض قرار می‌دادند. ارزش ایشان به این بود که نیایند در صحنه و حضور پیدا کنند، ولی تشخیص این بود که بیایند.

حاج آقا انواری با هاشمی رابطه‌ای نزدیک داشتند؟

بله، خیلی صمیمی بودند.

در آن وقت ایشان هم نظر شما را داشتند که ایشان حضور پیدا نکنند؟

آن موقع سال ۸۴ ایشان در بیمارستان بودند. نه، من نشنیدم از ایشان که مطلبی بگویند. در بیمارستان رأی دادند و حال مساعدی نداشتند.

در این باره صحبتی نکردند؟

شاید هم به خود آقای هاشمی رأی داده باشند، نمی‌دانم.

در سال ۸۸ آقای انواری به‌عنوان یک آدم سیاست‌ورز احتمال می‌داد چنین فتنه‌ای درست شود؟

ما هر لحظه امکان می‌دهیم فتنه‌هایی که در کشور ما به‌صورت جوش‌های کوچک هست، می‌تواند به بحران‌های بزرگ تبدیل شود. آن مقطع یکی از این مقاطع بود ولی بهانه‌های متفاوتی در مقاطع‌های مختلف دارد.

آقای انواری، شما در سال ۱۳۲۸ به دنیا آمدید و در کدام محله تهران؟

بله، در باغ فردوس و جنوبی‌ترین منطقه تهران.

شما چند خواهر و برادر هستید؟

من یک خودم هستم و دو خواهر.

از پدر یک تیکه در قسمت قبل فرمودید که به‌شدت وابسته عاطفی بودید.

شخصیت حاج آقا یک شخصیت عجیبی هست که هرچه وقت می‌گذرد یک چیزها و آگاهی‌های جدیدی به شخصیت ایشان پیدا می‌کنم. دوستان ایشان نیز بخشی را اظهار می‌کنند. ایشان خیلی بانشاط بودند. در صحنه‌های اجتماعی حتی در زندان، خیلی شوخ‌طبع و بانشاط بودند، حتی در دوران مریضی و روی تخت بیمارستان … در تمام دورانی که ایشان کسالت داشتند و خیلی به ایشان دشوار می‌گذشت. شاید ۶ الی ۷ ماه در ICU بودند، در عین حال هیچ‌وقت گله نکردند. در زندان که بودند دوستان ایشان نقل می‌کنند که “هر دفعه ما دلتنگ می‌شدیم و کلافه می‌شدیم اتاق ایشان می‌رفتیم و دلمان باز می‌شد و برمی‌گشتیم”.

یک دفعه هم ملاقات رفته بودم در سال هشتم نهم بود که ایشان زندان بودند یک خانمی با من در اتاق ملاقات آمدند که همسرشان در زندان بودند، پس که تمام شد آمدیم گفتند “حاج آقا را تازه به زندان آوردند؟”. گفتم “چطور؟”، گفتند “شوهر من را ۴ ماه آورده‌اند در حال دیوانه شدن هست. ایشان تازه آمدند که آن‌قدر لبخند می‌زنند؟”، گفتم “نه، ایشان ۹ سال هست که در زندان حضور دارند”.

شب آخر که در بیمارستان بودیم من ساعت ۱۰ شب خداحافظی می‌کردم، ایشان فرمودند “عینک من را ببر”. گفتم “توی ماشین می‌گذارم”، گفتند “ببرید من دیگر احتیاج ندارم”. مرخص کرده بودند و من تقاضا کرده بودم که یک شب در قسمت باشند، گفتند “مشکلی نیست ببرید”. آقایی بود که پرستار ایشان بودند گفتم “در اتاق ایشان مستقر باشید.”، با بیمارستان هم هماهنگ کردیم.

وی نقل می‌کرد که “زمانی به اتاق رفتیم فرمودند «تخت من را رو به قبله بگذارید». تخت را رو به قبله کردیم در اتاق بودیم و ایشان با خود راز و احتیاج می‌کردند پیش خودم گفتم «چه حال خوبی دارند.»، رو به ایشان گفتم «حاج آقا، من در گوشی همراهم مداحی دارم.»، فرمودند که «پخش کنید». ما هم گذاشتیم و ایشان اشک می‌ریختند و من هم مشغول کار خود در اتاق شدم و ایشان ناله می‌کردند و اشک می‌ریختند، به‌یک‌باره دیدم که سکوت کردند. گمان بردم که خوابیدند زمانی برگشتم دیدم که کله ایشان افتاده و تمام کرده‌اند، در اوج آگاهی و در اوج توسل و استغاثه روحشان پرواز نمود”.

در عالم پدر و فرزندی شما را دعوا هم کرده بودند؟

نه به آن شکل، در کوچکی‌ها ممکن بود که مثلاً اتفاق افتاده باشد.

خط قرمز ایشان ازبرای فرزندها چه بوده هست؟

ما پس از اینکه بزرگ شدیم امر و نهی ایشان را به آن صورت نداشتیم. از ما می‌خواستند که آدم باشیم و رعایت موازین اسلامی را داشته باشیم.

خود شما در چه‌سالی ازدواج کردید؟

من در اوایل انقلاب ازدواج کردم. در سال ۵۹ ازدواج کردم.

چطور با همسرتان آشنا شدید؟

یکی از همشیره‌های ما در مدرسه‌ای که تدریس می‌کرد، با ایشان هم‌دوره بودند و همکار بودند و معرفی کردند و ما هم به خواستگاری ایشان رفتیم.

تدریس می‌کردند و آموزش و پرورشی بودند؟

بله آموزش و پرورشی بودند.

تا آخر هم کار خود را ادامه دادند؟

بله هم اکنون هم مشغول تدریس هستند.

چه‌درسی تدریس می‌کنند؟

ایشان ریاضیات تدریس می‌کنند، البته نگذاشتیم که استخدام شوند، به‌ضرر ایشان هم تمام شد، به ما هی می‌گویند که “تو نگذاشتی تا استخدام شویم”.

به چه دلیل؟

گفتیم “در دوره‌های مختلف حضور شما در خانه احتیاج و لازم هست، مثلاً ما بچه کوچک داریم و شما بخواهید که وی را به این سمت و آن سمت بکشید. شما در مقاطعی که می‌توانید وقت دهید عمل کنید”، ایشان قراردادی و پیمانی کار کردند و به‌ضرر ایشان تمام شد.

خیلی با هم رفیق هستید؟

بله خیلی با هم رفیق هستیم.

شما در کار خانه کمک می‌کنید؟

کارهای فنی و تعمیراتی را انجام می‌دهم، مثلاً در کارهای نظافت و آشپزی و اینها کمک نمی‌کنم.

غذا بلد نیستید درست کنید؟

به چه دلیل یک سری از غذاها را بلد هستیم ولی آن پیچیدگی‌ها را نداریم، نیمرو و از این قبیل را می‌توانم.

تا کنون درست نکردید؟

به چه دلیل درست کردم ولی نه غذاهای آن‌طوری.

چند فرزند دارید؟

۳ تا فرزند دارم؛ ۲ دختر و ۱ پسر دارم.

همه فرزندانتان ازدواج کردند؟

بله همه ازدواج کردند.

چند نوه دارید؟

فعلاً دو تا نوه دارم.

ازدواج‌ها، ازدواج‌های سیاسی بوده؟

نه این‌شکل نبوده هست.

چقدر با هم بحث می‌کنید. دور هم هفته‌ای یک دفعه جمع می‌شوید؟

بله.

چقدر با هم بحث می‌کنید؟ بحث‌های سیاسی هم می‌کنید؟

بحث سیاسی که به جنجال و کشمکش برسد نه این‌شکل نیست، بعضی از رویدادها مطرح می‌شود.

چه‌مقدار به تفکرات شما نزدیک هستند؟

بچه‌ها من را قبول دارند؛ ولی خودشان هم صاحب فکر هستند.

آقای انواری، پدر سالهای زیادی را در وقت طاغوت حدود ۱۴ سال را در زندان بودند، شما چند سال داشتید نخستین سالی که پدر دستگیر شد؟

من سال اول دبیرستان بودم که پدر دستگیر شدند.

شما هم دبیرستان‌ها را بر هم می‌زدید؟

ما بچه آرامی بودیم.

یک دفعه هم در همان وقت‌ها (دبیرستان) دستگیر شدید؟

نه دبیرستان نبود من دانشگاه می‌رفتم و در جایی نزدیک جاده ورامین کار می‌کردم همزمان با درس مشغول بودم کارخانه‌ای بود با ماشین سه‌مسیر امام‌زاده عبدالله پیاده می‌شدم اول جاده ورامین ماشین دیگری می‌گرفتم و در بی‌بی شهربانو آن سمتها محل گذر من بود. صبح سریع در ساعت ۶ الی ۶…۵ باید در کارخانه می‌بودم. رفتم آنجا ماشین سوار شویم دوتا جوان آمدند، از ما پرسیدند “حال شما خوب هست؟ تشریف بیاورید در این ماشین”، و ما در ماشین نشستیم.

خلاصه ما را به ساواک شهر ری بردند، یک سرهنگی بودند که پوشش شخصی داشتند، نخستین سؤالی که پرسیدند این بود که “با شیخ انواری چه نسبتی دارید؟”، گفتم “یک نسبتی داریم”، ما هم خیلی شوخی گرفته بودیم و می‌خندیدیم و عین خیالمان نبود که چه اتفاقی افتاده، هی سؤال می‌پرسید و عصبانی شد بلند شد که بیاید و تنبیه بدنی کند. گفتم که “رابطه پدر و فرزندی داریم.”، گفت “این پدرسوخته را ببرید”. خلاصه ما را سوار کردند و بردند خانه و چند کتاب از کتاب‌های ما برداشتند و ما به زندان  شهربانی رفتیم.

نخستین باری که امام را دیدید چه‌زمانی بود؟

امام را خیلی قبل‌تر از انقلاب زیارت کردم.

قبل از این دستگیری شما امام را دیده بودید؟

بله یک دفعه امام تشریف آوردند منزل ما و مهمان ما بودند. در آنجا زیارت کردم ایشان را و بعدش هم در تابستان‌ها به امام‌زاده قاسم می‌آمدند. در آنجا بعدازظهرها جلوس داشتند من با پدر خدمت ایشان رسیده بودم.

این ۱۴ سال ناشی از چه حکمی بود که این‌همه مدت وقت طولانی ایشان را محکوم کردند؟

در جریان اعدام انقلابی منصور، یک عده‌ای دستگیر شدند که پس از آن آزاد شدند. حاج آقای ما گیر کرد، چون می‌گفتند “شما از موضوع اطلاع داشتید و به چه دلیل نگفتید؟”، ایشان گفتند “مگر من کارگزار شما بودم. مردم خیلی اسرار خود را به من می‌گویند. من مرجع اسرار مردم هستم و موظف به این نیستم که به شما راپورت بدهم.”، محکوم به اعدام شدند، پس مراجع خیلی تلاش کردند مخصوصاً مرحوم حضرت آیت‌الله حکیم تلاش کردند و نامه نوشتند که “درصورتیکه مشکلتان هست بفرستید نزد من”، اینها یک‌مقداری وحشت کردند و یک درجه تخفیف دادند که محکومیت را ۱۵ سال کردند. ایشان تا سال ۵۶ در زندان به‌سر می‌بردند.

حکم ایشان را می‌خواستند که اعدام بزنند؟

بله اول حکم ایشان را اعدام زده بودند.

شما ۵۶ ازبرای تحصیل رفته بودید؟

بله در سال ۵۶ ازبرای آمریکا و تحصیل در آنجا رفته بودم.

چون من در اینجا یک دوره‌هایی مربوط به رشته‌ام که روان‌شناسی بود دیده بودم و ۲ سال کار بیمارستانی داشتم. پس یک بورسیه به من خورد احساس کردم که می‌خواهند سوء استفاده کردن کنند (وقت شاه) و من قبول نکردم. خودم کار کردم و در آنجا حاضر شدم. پس که امام حرکت کردند ما مرتب در آنجا التهاب داشتیم.

پس از انقلاب نیز در شورای انقلاب فعالیت می‌کردید؟

یک مجموعه‌ای از شورای انقلاب را به من سپردند، این مال اشرف بود، بنیاد پیشین نیکوکاری بود که این بلیط‌های بخت‌آزمایی و این‌ها…، این را ما تحویل گرفتیم مرتب کردیم و بخشی را تحویل اوقاف دادیم و قسمت دیگر را تحویل ارشاد دادیم، اینها با هم ادغام شد، که در آن مقطع من ازبرای وزارت کشور دعوت شدم که چند جا به‌عنوان بازرسی…

گزینش هم بود؟

گزینش در وزارت کشور نبود.

وزارت کشور بازرسی بود، پس هم به‌عنوان فرماندار کاشان منصوب شدم، پس هم آمدم به نخست‌وزیری آن وقت، یک سالی را…

در وقت وزارت کشور آقای ناطق بودید؟

نه.

ازبرای کاشان را عرض می‌کنم.

نه مرحوم حضرت آیت‌الله مهدوی کنی بودند که آقای میرسلیم هم معاون سیاسی بودند.

فرماندار کاشان شدید؟ چند سال داشتید؟

من در آن وقت ۲۷ تا ۲۸ سال سن داشتم. پس یک سالی در نخست‌وزیری در حوزه نهادها بودیم. پس وزارت کشور رفتیم، آنجا مدیریت بازرسی وزارت کشور را داشتم، وقت آقای ناطق بود پس به اداری و مالی آنجا منصوب شدیم. یک تحولاتی در وزارت کشور شد آقای ناطق جابه‌جا شدند. تیم تازه که آمدند خیلی با ما…

آقای محتشمی‌پور؟

آقای محتشمی‌پور تشریف آوردند با اینکه من از قبل ایشان را می‌شناختم و آشنایی و رفاقت داشتیم، ولی تیمی که با ایشان کار می‌کردند تیمی نبودند که ما را تحمل کنند. مرحوم کازرونی را خدا رحمت کند.

مرحوم کازرونی معاون عمرانی وزارت کشور بود. ایشان به مسکن رفته بود. ایشان دعوت کردند و خیلی هم اصرار داشتند که من به آنجا بروم، به آنجا رفتم. مدتی سازمان مسکن عضو هیئت مدیره بودم و پس معاونت ایشان در حقوقی مجلس وزارت مسکن، پس وزارت مسکن آقای آخوندی آمدند. ما با ایشان در وزارت کشور با هم بودیم. ایشان هم خیلی علاقه نداشتند که ما باشیم. خداوند عنایت داشتند و بدون اراده من به‌سمت کمیته امداد کشانده شدم. اصلاً در ذهن من نبود. وارد امداد شدم.

معاون امور مجلس امداد؟

بله.

آن وقت رئیس امداد که بود؟

مرحوم نیری رئیس امداد بودند که خداوند ایشان را رحمت کند.

پس هم حوزه معاونت میان‌الملل امداد را داشتیم تا به فوت مرحوم شفیق رسید که چهره‌های ارزشمندی هستند و نباید یاد آنها فراموش شود. یک تجدید نظری در شورای مرکزی امداد شد و به‌حکم مقام رهبری من به‌عنوان عضو شورای مرکزی … و پس از مدتی پیشنهاد شدم ازبرای سرپرستی.

پدر ۲ دوره عضو خبرگان بودند؟

بله ایشان ۲ دوره عضو خبرگان اول و دوم بودند و ۲ دوره هم در مجلس حضور داشتند، در مجلس اول و مجلس دوم ایشان حضور داشتند.

وقت انتخاب رهبری و رحلت امام، آقای انواری هم عضو خبرگان بودند؟

بله.

خاطره‌ای از آن دوره و انتخاب حضرت آقا نقل نمی‌کردند؟

نه چیزی که منتشر نشده باشد، بالاخره نگرانی‌ها وجود داشت زمانی که حضرت امام در بستر بیماری بودند خیلی التهابات زیاد بود و جلسات زیادی می‌رفتند و شرکت می‌کردند و مابقی چیزهایی هست که منتشر شده هست.

فکر می‌کردند که حضرت آقا به رهبری برسند؟

نپرسیدم، نمی‌دانم، نمی‌توانم قطعی بگویم ولی ارتباط ایشان با حضرت آقا خیلی صمیمی و دوستانه بود. قبل از انقلاب خیلی…

آقای انواری، دولت‌های پس از انقلاب را درصورتیکه بخواهد نگاه کند موفق‌ترین دولت را کدام می‌داند؟

موفقیت نسبی هست؛ نسبتاً ابری و نسبتاً بارانی هست.

درصورتیکه صریحاً بخواهید بگویید کدام دولت را موفق‌تر می‌بینید؟

موفق‌تر نمی‌توانیم بگوییم یک توفیقاتی داشتند و یک غیرتوفیقاتی هم داشتند، یک کارهایی را درست کردند و کارهایی را نیز خراب نمودند، جامع‌الاطراف نه، درصورتیکه مبنای ما پیشرفت به‌همراه عدالت باشد گاهی اوقات پیشرفت داشتیم عدالت کم‌رنگ بوده و گاهی اوقات به‌تصویر بوده این دو را با هم جامع نداشتیم، منتهی یک خاصیتی در دولت‌های ما بود که زمانی می‌آمدند اول دولت‌های قبلی را می‌کوبیدند بعداً خودشان شروع می‌کردند.

مدنظر شما این ۳، ۴ دولت گذشته هست.

واژه‌ای از پدر شما که به آقای محلاتی موتورالعلما می‌گفتند؟

بله، خدا ایشان را رحمت کند ذکر و خیرشان شد. خیلی خوب کاری کردید که نام ایشان را نیز به‌زبان آوردید. مرحوم محلاتی خیلی فعال بود. ایشان واقعاً آرام نداشتند، در جامعه روحانیت بودند و می‌خواستند دعوت کنند و امضا بگیرند. ایشان یک ماشین نه‌چندان خوبی هم داشتند سوار می‌شدند و به این سمت و آن سمت می‌رفتند، خیلی پرتحرک بودند.

انتهای پیام/*

دانلود ریمیکس یه نفر سینا درخشنده

دانلود ریمیکس قدیمی یه نفر سینا درخشنده

ما را همراهی کنید با دانلود ریمیکس فوق العاده جذاب و شاد یه نفر با صدای خواننده سینا درخشنده با کیفیت های ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن کامل ترانه در موزیک ترین

{{ این آهنگ توسط سامی شاهی ریمیکس شده است }}

♬ Download Exclusive Music By : « Sina Derakhshandeh – Ye Nafar (Remix) » With Best Quality , Direct Links And Lyrics In MusicTarin ♬

دانلود ریمیکس یه نفر سینا درخشنده

متن سینا درخشنده یه نفر

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

در بخشی از متن آهنگ (ریمیکس) یه نفر خوانده می شود…:

نم نمک یه روزی دیدم… میزنه دلم واسه یه نفر!…♯♫♪

وب سایت موزیک ترین

به خودم که اومدم… عاشقت شدم… یهو بی خبر!…♯♫♪

تویی تنها تو دلم… مگه چندتا دل دارم؛ ای جان؟!…♯♫♪

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

توضیحات در مورد ریمیکس یه نفر:

این ترانه نسخه شاد و تو ماشینی آهنگ یه نفر می باشد که با کیفیت های عالی در وب سایت قرار گرفته است.

ریمیکس یه نفر سینا درخشنده

نوشته دانلود ریمیکس یه نفر سینا درخشنده اولین بار در موزیک ترین / دانلود جدیدترین آهنگ ها. پدیدار شد.

ساعد هدایتی با “دنگ و فنگ روزگار” به تلویزیون می‌آید + تصویر- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم

به گفته خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، این مجموعه پربازیگر که در نزدیک به ۷۰ لوکیشن مختلف، در تهران تصویربرداری می‌شود تاکنون بیش از ۲۵ درصد از تدوین خود را به آخر رسانده هست.

ایفای نقش‌های محوری این مجموعه برعهده سیروس گرجستانی و محمد نادری هست؛ دو دوستی که طی شراکت دچار مشکلاتی می شوند و ناچار هستند طی سال ها این مشکلات را پنهان کنند و همین مساله سبب رقم خوردن اتفاقات مختلف طنز می‌شود.

«دنگ و فنگ روزگار» سریالی اپیزودیک هست که در کنار آن یک قصه محوری و اصلی روایت می شود. هر هفته یک قصه تازه شروع شده و با آخر هفته به اتمام می رسد به این ترتیب این مجموعه ۳۰ قسمتی تقریبا ۵ فصل ۶ قسمتی را در برمی‌گیرد.

پیش‌بینی می‌شود تصویربرداری این مجموعه که اوایل آبان ماه کلید خورده تا آخر سال به اتمام برسد و در سال ۹۸ از شبکه یک سیما روانه آنتن شود.

محمد نادری، سیروس گرجستانی ، پانته آ مهدی نیا ،نیما شاهرخ شاهی، بیژن بنفشه خواه، زهره فکور صبور، سوگل طهماسبی، محمد فیلی، غلامرضا نیکخواه، امیر غفارمنش، ساعد هدایتی، فرخنده فرمانی زاده، سینا رازانی، زهرا داوود نژاد، مهری آل آقا، مریم شاه ولی، مینا نوروزی، ساقی زینتی، بیتا خردمند، عباس محبوب، طاهر علایی، فاطمه شکری ، طناز دهقان ، وحید بیطرفان ، فریده دریامج، ژیار محمدزاده، ساره صحرایی، ستاره صحرایی، سیروس میمنت ، مهدی امینی خواه و ….. از جمله بازیگران این مجموعه پُربازیگر هستند.

انتهای پیام/

دانلود ریمیکس دلدار سینا درخشنده

دانلود ریمیکس قدیمی دلدار سینا درخشنده

سوپرایز اختصاصی رسانه موزیک ترین برای شما دوستان گرامی | دانلود ریمیکس شنیدنی دلدار با صدای سینا درخشنده بهمراه کیفیت عالی و متن کامل آهنگ

” ریمیسک شده توسط سامی شاهی ”

♬ Download Exclusive Music By : « Sina Derakhshandeh – Deldaar (Remix) » With Best Quality , Direct Links And Lyrics In MusicTarin ♬

دانلود ریمیکس دلدار سینا درخشنده

متن سینا درخشنده دلدار

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

در بخشی از متن ریمیکس آهنگ دلدار از سینا درخشنده می شنوید…:

آخ… یه دل دارم یه دلدار…♯♫♪

شدم عاشقت؛ انگار…♯♫♪

وب سایت موزیک ترین

تو فقط لب تر کنی من میمیرم روزی صد بار…♯♫♪

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

توضیحات:

به درخواست کاربران وب سایت موزیک ترین، نسخه تو ماشینی و شاد ترانه دلدار را در سایت قرار داده ایم.

ریمیکس دلدار سینا درخشنده

نوشته دانلود ریمیکس دلدار سینا درخشنده اولین بار در موزیک ترین / دانلود جدیدترین آهنگ ها. پدیدار شد.

راهنمای دیدن تئاتر بهمن‌ماه منتشر شد- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم

به گفته خبرنگار فرهنگی  باشگاه خبرنگاران پویا،  رابطه ها عمومی اداره کل هنرهای نمایشی چندی هست ازبرای هر ماه تقویمی، برنامه جامع تئاتر تهران را منتشر می‌کند.

پیش از محسن حسن‌زاده، مسئول  رابطه ها عمومی اداره کل هنرهای نمایشی از تبدیل شدن این برنامه به یک اپلیکیشن خبر داده بود.

این راهنما با نگرشی نو و در قالب چهار فهرست متفاوت؛ نام نمایش‌ها، تالارها، ساعت شروع اجراها و قیمت بلیت نمایش‌ها تنظیم شده هست.

علاقه‌مندان به تئاتر می‌توانند این برنامه را از اینجا دریافت کنند.

انتهای پیام/

دانلود آهنگ سینا درخشنده آغوش

دانلود آهنگ قدیمی سینا درخشنده آغوش

بشنوید و لذت ببرید ” دانلود آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی آغوش با صدای خواننده سینا درخشنده با کیفیت های ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه متن ترانه ” در رسانه بزرگ موزیک ترین

ملودی: سینا درخشنده ♫ شعر و تنظیم قطعه: دانیال پرهام

♬ Download Exclusive Music By : « Sina Derakhshandeh – Aaghoosh » With Best Quality , Direct Links And Lyrics In MusicTarin ♬

دانلود آهنگ سینا درخشنده آغوش

متن آهنگ آغوش سینا درخشنده

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

تووویِ این لحـظه یِ زیبا… کنارِ تو، چه خـوب و شادم!!!…♯♫♪

دلمو تا به این لحـظه… به جز تو، به کسی ندادم!…♯♫♪

تویِ چشمات؛ یه حسی داره… بیتاب و بیقـرارم…♯♫♪

♩♫♯ ملودی: سینا درخشنده

میخوام؛ عاشــقونه یک لحظه تو رو؛ توو آغوشـم بگیرم…♯♫♪

عاشقم… نمیخوام؛ حالم عوض شه…♯♫♪

قلبِ من، میــتونه عاشـق ترم شه…♯♫♪

موزیک ترین 1

دوست دارم… دوست دارم… عاشــقم…♯♫♪

( ببین!!! شـده زندگیم مالِ تو… خوبه حسِ منو! حالِ تو!…♯♫♪

تووویِ آغوشم؛ بهـم بگو: عاشقی!!!…♯♫♪ ) ۲ بار تکرار

♩♫♯ شعر و تنظیم قطعه: دانیال پرهام

باورم نمیشه… آسون، من به عشــقِ تو رسیدم…♯♫♪

تو رو؛ توو خواب و رویا؛ قبلِ دیدنت میـدیدم…♯♫♪

بگو: خوابم یا بــیدارم؟!؟!…♯♫♪

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

سینا درخشنده آغوش

نوشته دانلود آهنگ سینا درخشنده آغوش اولین بار در موزیک ترین / دانلود جدیدترین آهنگ ها. پدیدار شد.

مجموعه تلویزیونی «نفوذ» با نام “خط تماس” در دهه فجر به تلویزیون می‌آید+ تیزر- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم

به گفته خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، این روزها شبکه یک سیما مجموعه تلویزیونی «معمای شاه» را با نام “عملیات فوق سری” روی آنتن دارد و قرار هست با شروع دهه مبارک فجر از ۱۰ قسمت «نفوذ» با نام تازه “خط تماس” رونمایی کند. کاری که پیش از این جواد شمقدری در گفتگویی با خبرنگار تسنیم از عنوان مجموعه تلویزیونی استراتژیک تلویزیون نام برد.

به چه دلیل که نگارش «نفوذ» براساس استنادهای تاریخی صورت گرفته و روایتی از اتفاقات قبل انقلاب تا تسخیر لانه جاسوسی هست. همچنین به تعبیر جواد شمقدری کارگردان این مجموعه تلویزیونی تلویزیونی، فصل دوم این مجموعه به حوادث حین گروگانگیری تا کودتای نوژه و شروع جنگ تحمیلی می‌پردازد و فاز سوم هشت سال دفاع مقدس را در بر می‌گیرد.

امین اسکندریان، کیمیا اکرمی، احمد نجفی، حمید گودرزی، رحیم نوروزی، علیرام نورایی، صالح میرزاآقایی، شهره لرستانی، زهرا سعیدی، جلیل فرجاد، ماشاله شاه‌مرادی، کاوه سماک باشی، سید امیر حسام شجاعی، شیوا بلوچی، نجوا صاحب‌الزمانی، فاطمه بیگی، محمدجواد جعفرپور، جلال فاطمی، هوشنگ توکلی و امیرمحمد زند بازیگران ایرانی این مجموعه هستند.

تولید مجموعه تلویزیونی تلویزیونی نفوذ از حدود ۱۱ ماه قبل شروع شده و قرار هست در ۴۰ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای ازبرای شبکه یک سیما تولید شود ولی در حال حاضر ازبرای ایام فجر انقلاب،‌ ۱۰ قسمت آن روی آنتن خواهد رفت.  این مجموعه تلویزیونی در لوکیشن‌های متعددی در تهران، مریوان، اصفهان، چالوس و… تصویر برداری شده هست.

انتهای پیام/