خبرهای کوتاه رادیو و تلویزیون| وقت فینال «مشاعره» تلویزیون عنوان شد/ «ضرب‌الاجل» مجموعه تلویزیونی رمضانی رادیو- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم

به گفته خبرگزاری تسنیم، امروز رویدادهای مختلفی روی آنتن رادیو و تلویزیون می‌آید که در این بسته خبری مروری بر آن‌ها داریم:

شهاب عباسی به «جشن رمضان» می‌رود

برنامه «جشن رمضان» امشب ( شنبه ۲۸ اردیبهشت ماه ) میزبان شهاب عباسی و سیاوش مفیدی هنرمندان عرصه طنز و رضا معتمدی و هاشم اسلامیان (آیهان) خواننده موسیقی آذری خواهد بود. ساختار برنامه «جشن رمضان» امسال در حوزه نمایش هست که سید جواد رضویان و شهره سلطانی در قسمت استودیو با نام «لبخند ماه» حضور دارند.

قسمت دیگر برنامه «جشن رمضان ۹۸» استیج هست که در کنار آب نمای نمایشگاه میان المللی تهران برگزار می‌شود و قسمت سوم «لبخند مهتاب» شامل بازارچه خواهد بود. شعارِ محوری برنامه امسال «جشن رمضان» (خوب باشیم) هست.

«جشن رمضان ۹۸» امسال با محور شعار سال رونق تولید روی آنتن می‌رود. این برنامه در ایام ماه مبارک رمضان هر شب حوالی ساعت ۲۱:۳۰ از محل نمایشگاه میان‌المللی تهران روی آنتن شبکه پنج می‌رود. بیست و دومین  برنامه «جشن رمضان» کاری از گروه خانواده  و کودک شبکه پنج سیماست.

شهرام زندی و حبیب دهقان نسب مهمان «شب‌های شیدایی»

برنامه «شب‌های شیدایی» امشب میزبان شهرام زندی خواننده کشورمان و حبیب دهقان نسب  و اصغر حیدری  از بازیگران سینما و تلویزیون می باشد. «شب‌های شیدایی » در ۲۶ قسمت ۶۰ دقیقه‌ای به تهیه‌کنندگی مهدی بابایی و اجرای ابواالفضل آقا خانی هر شب ساعت ۲۲ از شبکه هفت سیما پخش می‌شود و بر این اساس ورود به این مراسم ازبرای عموم آزاد هست و علاقه مندان می توانند به موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس واقع در بزرگراه حقانی خیابان سروری مراجعه و در این برنامه شرکت کنند.

پخش فینال «مشاعره ایران» در آخر خردادماه

پخش مسابقه «مشاعره ایران» همچنان در شبکه هفت سیما ادامه دارد و فینال آن در آخر خرداد روی آنتن می‌رود. امیرحسین آذر تهیه‌کننده مسابقه «مشاعره ایران» گفت: این سری از مسابقات تا آخر فصل بهار به این معنی تا سی‌ویکم خردادماه با اجرای اسماعیل آذر و با حضور مشاعره کنندگانی از سراسر کشور، هر شب ساعت ۲۳ از شبکه هفت سیما پخش می‌شود.

وی افزود: نکته حائز اهمیت این هست که برندگان دوره‌های پنج گانه مسابقات در مسابقه «برنده برنده‌ها» که ۲۹، ۳۰ و ۳۱ خردادماه پخش می شود با هم به رقابت خواهند پرداخت. فینال این دوره از مسابقه به این معنی «برنده برنده‌ها»، از جذابیت بسیار زیادی برخوردار هست، چون که نخبگان مشاعره کشور از سنین مختلف با هم مسابقه خواهند داد.

وی در آخر اظهار کرد: در برنامه پایانی که سی و یکم خردادماه پخش می‌شود برنده برنده‌های «مشاعره ایران» معلوم می‌شود.

«ضرب‌الاجل» رادیو نمایش در ماه رمضان

نمایش رادیویی «ضرب الاجل» را که قرار هست بیست و نهم اردیبهشت‌ماه از رادیو نمایش روی آنتن برود، فرهاد امینی نوشته و در خلاصه قصه آن آمده هست: فریبرز در ایام ماه رمضان پس از یک چکاپ ساده پزشکی متوجه نوع عجیبی از سرطان شده و الان در پی جبران اشتباهات گذشته هست.

در این نمایش رادیویی مرضیه صدرایی، محمدرضا قلمبر، باقر کریم پور، شمسی صادقی، قربان نجفی، احمد لشینی، مونا صفی، کامیار محبی، سینا نیکوکار، علی میلانی، سعید سلطانی، سیما خوش چشم و تعداد دیگری از هنرمندان اداره کل هنرهای نمایشی رادیو به ایفای نقش می‌پردازند.

«ضرب الاجل» به تهیه کنندگی اشرف السادات اشرف نژاد، صدابرداری: فرزاد شریفی، و افکتوری: فرشاد آذرنیا ساعت ۱۷:۱۵ از رادیو نمایش پخش می‌شود.

انتهای پیام/

دانلود آهنگ علی زند وکیلی ناردونه

دانلود آهنگ قدیمی علی زند وکیلی ناردونه

امروز در رسانه موزیک ترین / دانلود آهنگ به یاد ماندنی و محبوب علی زند وکیلی به نام ناردونه با متن و بهترین کیفیت ممکن بشنوید و لذت ببرید..

Download Exclusive Music By : « Ali Zande Vakili – Naardooneh » With Best Quality , Direct Links And Lyrics In MusicTarin

دانلود آهنگ علی زند وکیلی ناردونه

متن آهنگ ناردونه علی زند وکیلی

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

تو بودی، چلستونِ خونه یِ من!…♯♫♪

تو بودی تکیه گاهِ شــونه یِ من!…♯♫♪

تو بودی، جون پناهِ روزِ سخـتم…♯♫♪

تو خورشیدی!! به تاریکیِ بختم…♯♫♪

رفیقم، دین و ایمــونَم تو بودی…♯♫♪

#خواننده اثر: علی زند وکیلی

به روزِ مُردنم، جونم تو بودی…♯♫♪

دیگه جایی برایِ مونــدنَم نیست!!…♯♫♪

دیگه نایی برایِ خوندنم نیست…♯♫♪

تو بودی، رونقِ کاشـونه یِ من…♯♫♪

وب سایت موزیک ترین

تو بودی؛ نازنینِ ناردونه یِ من…♯♫♪

آی ناردونم، هــوایِ خونه ام سَرده…♯♫♪

هوایِ خونه ام، باهاره… وقتی تو باشی جونَم…♯♫♪

دلم از عشقت جون میگیره، وقتی تویی مهـربونم…♯♫♪

هوای خونه ام عزیزم، عطرِ نفســهاته داره…♯♫♪

هوای خونه ام چه سرده، اگه نباشی پیشَم…♯♫♪

دلِ خونَم، کوچه گـرده… اگه نباشی پیشم…♯♫♪

ناردونم! ناردونم! تویی عزیزِ خــونَم…♯♫♪

ناردونـم! ناردونم! تویی گلِ راجونَم…♯♫♪

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

علی زند وکیلی ناردونه

نوشته دانلود آهنگ علی زند وکیلی ناردونه اولین بار در موزیک ترین / دانلود جدیدترین آهنگ ها. پدیدار شد.

دانلود آهنگ علی زند وکیلی اعتراض

دانلود آهنگ قدیمی علی زند وکیلی اعتراض

در این ساعت در رسانه موزیک ترین / دانلود آهنگ شنیدنی و بسیار جذاب علی زند وکیلی به نام اعتراض به همراه متن و کیفیت های متفاوت

” ترانه ای از آلبوم موسیقی میان تاریکی ”

Download Exclusive Music By : « Ali Zande Vakili – Eteraaz » With Best Quality , Direct Links And Lyrics In MusicTarin

دانلود آهنگ علی زند وکیلی اعتراض

متن آهنگ اعتراض علی زند وکیلی

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

وب سایت موزیک ترین

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

علی زند وکیلی اعتراض

نوشته دانلود آهنگ علی زند وکیلی اعتراض اولین بار در موزیک ترین / دانلود جدیدترین آهنگ ها. پدیدار شد.

هیچگاه ژِست مرجعیت در مرحوم بهجت دیده نشد/ آیت‌الله بهجت انقلابی و انقلاب‌پرور بود- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم

به گفته خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، شب جمعه بیست ‌و پنجم شوّال سال ۱۳۳۴ هجری قمری برابر با دوم شهریور ۱۲۵۹ خورشیدی، خانۀ کربلایی محمود، غرق نور و شادی شد. در آن شب یکی از شیعیان اهل‌بیت عصمت و طهارت (ع) پا به عرصه دنیا گذاشته بود، وی آیت‌الله حاج شیخ محمدتقی بهجت بود. مردی بزرگ که شاگرد بزرگانی همچون آیت‌الله سیدعلی قاضی، آیت‌الله سید محمود شاهرودی، آیت‌الله میلانی، آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله خویی و خیلی دیگر از بزرگان دین اسلام بود. مردی که سال‌ها تقوا، محبت، تواضع و فروتنی‌اش زبانزد خاص و عالم بود و با رحلتش انبوهی از سراسر کشور را داغدار کرد، از آن روز تاکنون ۱۰ سال هست که می‌گذرد ولی همچنان یاد و خاطره آن عالم بزرگ با آن نمازهای دوست داشتنی در ذهنمان باقی مانده هست. به همین مناسبت گفتگویی را با حجت‌‌الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی استاد اخلاق و روضه‌خوان مجالس مرحوم آیت‌الله بهجت ترتیب دادیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

آیت‌الله بهجت امام جماعت مسجد “خانم”

* لطفاً در ابتدا دربارۀ نحوۀ آشنایی خودتان با مرحوم آیت‌الله بهجت بفرمایید؟

حجت‌الاسلام صدیقی: ارتباط ما با مرحوم آیت‌الله بهجت یک ارتباط فطری و پیش‌بینی نشده بود، ما سال چهل یک یا چهل دو بود که به قم رفتیم و آیت‌الله بهجت را اصلاً نمی‌شناختم که ایشان چنین عالم بزرگ و عارفی هست، ایشان بسیار اهل حرم بود، طوری که هر روز حرم می‌آمد، بعدها متوجه شدیم که ایشان روزهای جمعه هم در خانه‌شان روضه دارد، می‌رفتیم و در مجالس روضه آیت‌الله بهجت شرکت می‌کردیم، مجالس روضه ایشان هم خیلی مفصّل نبود، یک اتاق نسبتاً کوچکی بود و شاید ۱۰ یا ۱۵ نفر مستمع داشت.

حجت‌الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی در مصاحبه با تسنیم

بعدها هر چه پیش رفت به تدریج ایشان پیش نماز مسجد فاطمیه شد، البته آن زمانی که ما به آن مسجد می‌رفتیم به مسجد فاطمیه معروف نبود، بلکه به مسجد “خانم” معروف بود، چراکه سازنده آن یک خانم بود لذا به این نام شهرت پیدا کرده بود. پیش از آیت‌الله بهجت، مرحوم آیت‌الله شیخ نبی نوری پیش نماز مسجد فاطمیه بود که وی هم بسیار اهل ریاضت و علوم غریبه و … بود، پس از رحلت ایشان، آیت‌الله بهجت امام جماعت این مسجد شد و ما هم دیگر به بهانه‌های مختلف به این مسجد می‌‏آمدیم و نماز را به امامت ایشان اقامه می‌کردیم. این ابتدای آشنایی بنده با مرحوم آیت‌الله بهجت بود.

اینکه دیگران فکر کنند آدم خوبی هستی فایده ندارد

* ماجرای هدیه‌ای که در دوران نوجوانی به مرحوم بهجت دادید و ایشان آن را نپذیرفت چه بود؟

حجت‌الاسلام صدیقی: یاد می‌آید که در همان دوران جوانی و نوجوانی ازبرای نخستین دفعه ازبرای زیارت حضرت امام رضا (ع) به مشهد مقدس رفتیم، از آنجا یک پوستین ازبرای آیت‌الله بهجت آوردم، زمانی برگشتم به در خانه ایشان رفتم، آقای بهجت بیرون آمد و من این پوستین را به ایشان دادم. ایشان فرمود: «درصورتیکه روز قیامت دیدی من آدم خوبی نیستم، آنجا از این هدیه‌ای که به من دادی پشیمان نمی‌شوی؟ درصورتیکه به عنوان یک آدم خوب این پوستین را آوردی، به من نده». از همان‌جا حجت را رساند که اینکه دیگران فکر کنند آدم خوبی هستی فایده ندارد و این درس بزرگی بود که ایشان به من ‌داد.

علاقه بنده به جناب آقای بهجت به این صورت بود که حتی زمانی به مشهد می‌رفتم ازبرای ایشان هدیه و سوغات می‌آوردم. بعدها با دروس ایشان بیشتر آشنا شدم و دیگر به تدریج هفته‌ای یکبار منبری مجالس ایشان بودم، مرحوم آیت‌الله بهجت همیشه یک دهه ماه صفر را هر جایی که بودند، مجلس روضه می‌گرفتند و بنده در مجلس روضه فاطمیه ایشان منبر می‌رفتم. به برکت همین روضه‌خوانی‌ها توفیق می‌شد با ایشان خلوتی می‌کردیم و از نکات با اهمیت ایشان استفاده کردن می‌کردیم.

هیچگاه ژِست مرجعیت در آیت‌الله بهجت دیده نمی‌شد

* از نگاه شما به عنوان یکی از نزدیکان و به قول خودتان منبری و روضه‌خوان مجالس ایشان، با اهمیت‌ترین ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری مرحوم آیت‌الله بهجت چه بود؟

حجت‌الاسلام صدیقی: مرحوم آیت‌الله بهجت لحظه‌‏ای از خدای متعال غافل نبود، مثل کسی بود که کسی دیگر فرماندهی وی را دارد و همیشه در کنار آن فرمانده حضور دارد، حالِ حضور داشت و بسیار متواضع بود، لذا هیچ وقت آن ژِست مرجعیت و مدرّسی و چهره مشهور را در چهره‌اش نمی‌دیدیم، همیشه آدم احساس می‌کرد مجذوب هست، حواسش به کسی دیگر هست، وی کنترل شده بود، به این معنی هیچ وقت خودش را آزاد نمی‌دید و تسلیم خدا شده بود. با اهمیت‌ترین ویژگی مرحوم آیت‌الله بهجت این بود که هیچ وقت ازبرای خودش نبود، هیچ وقت خودش نبود، لذا نوع پوشش پوشیدن، رفت و آمد و نشست و برخاستش به یک انسان بسیار معمولی شبیه بود نه یک انسان فقیه و مجتهد که از شاگردان عالمان بزرگی همچون مرحوم آیت‌الله قاضی باشد.

از طرفی نمازهای آیت‌الله بهجت هم یک نماز استثنایی بود، خودِ آقای بهجت می‌فرمود من بالغ نشده بودم که ازبرای تحصیل به عتبات رفتم، در کربلا بودم که نخستین نمازم در این مسافرت را به امامت مرحوم آیت‌الله نائینی خواندم، می‌فرمود من هم قدم کوتاه بودم و هم سنم کم بود، ولی در همان سن و سال و شرایط، در نماز آیت‌الله نائینی چیزهایی دیدم و فکر می‌کردم همه می‌دیدند، الان اینکه چه می‌دیدند نمی‌دانم، پس متوجه شدم که دیگران اینها را نمی‌بینند و تنها من دارم می‌بینم. مرحوم آیت‌الله نائینی هم اهل باطن و سیر و سلوک بود، آیت‌الله بهجت در نماز دیگر آیت‌الله بهجت نبود، یک پارچه نور بود، لذا آن انکسار، گریه و خضوع و حالات را هیچ جای دیگر پیدا نمی‌کردیم.

در گذشته آخوندی به خودش اجازه نمی‌داد در دانشگاه طاغوتی پا بگذارد

هرچه جاذبه‌های دنیا بشر را در مسیر اسارت خودش قرار می‌دهد، احتیاج به یک سری جاذبه‌های عرشی بیشتر می‌شود، وقت کودکی و حتی وقت طلبگی ما اینقدر رفاه و امکانات نبود، امروز این ماهواره‌ها و شبکه‌های مجازی دارند بشریت را به صورت‌های مختلف به زرق و برق دنیا می‏‌کشانند، در گذشته آخوندی به خودش اجازه نمی‌داد در دانشگاه طاغوتی برود، درصورتیکه این کار را می‌کرد منفور می‌شد، ولی الان دنیا آغوشش را به روی طلبه و غیر طلبه و مجتهد و غیر مجتهد باز کرده هست، در این شرایط جای بزرگانی همچون آیت‌الله بهجت بسیار خالی هست.

آیت‌الله بهجت هم انقلابی و هم انقلاب‌پرور بود

* شما در مصاحبه‌ای عنوان کردید «مرحوم آیت‌الله بهجت از نگهبانان جدی انقلاب بود و جزو دیدبان‌هایی بود که خطر را رصد می‌کرد و پیشاپیش ازبرای پیشگیری از آن حرکت می‌کرد». لطفاً در این باره توضیح دهید.

حجت‌الاسلام صدیقی: آیت‌الله بهجت هم قبل از انقلاب انقلابی و انقلابی پرور بود و هم در جریان انقلاب و حتی پس از انقلاب. وی بغض خاصی نسبت به طاغوت داشت و هر کسی هم که با مرحوم بهجت مرتبط بود، کینه طاغوت و طاغوتیان قطعاً در وجودش بود. حتی در وقت آیت‌الله بروجردی زمانی آیت‌الله بهجت نزد ایشان بود، یکی آمد و گفت این شاه با این همه فسق و فجور خواهان یک قیام انقلابی و مخالفت جدی هست، آن فرد این پیشنهاد را به آیت‌الله بروجردی داد که آیت‌الله بهجت در آن وقت فرمود: درصورتیکه وظیفه این باشد که وی کنار برود، خب این کار انجام می‌شود و خدا بندگان صالحی دارد که به وسیله وی این مملکت را اداره کند.

پس از انقلاب اسلامی و پس از آزادی حضرت امام خمینی (ره) از زندان، مرحوم بهجت به استقبال از ایشان آمد و حتی به بیت امام هم می‌آمد، ایشان حکومت دینی را آن هم با رهبری شخصیتی مثل امام خمینی (ره) جزو آرمان‌هایش می‏‌دانست. وی به بیت امام (ره) می‌آمد تا حداقل به عنوان یک سیاه لشگر در جمع عاشقان دوستاران وی باشد که این یکی از رفتارهای فوق العاده مرحوم بهجت بود، وی هیچ وقت ازبرای خودش شأنی قائل نبود.

تعبیر امام خمینی (ره) درمورد مرحوم آیت‌الله بهجت

امام خمینی (ره) به مرحوم آقای بهجت ارادت خاصی داشت، یکبار امام به بعضی از اطرافیانش گفت آماده شوید به خانه آقای بهجت برویم، پیش ایشان می‌رفت و می‌فرمود آقای بهجت دارای قدرت خلع هست؛ به این معنی می‌تواند موت اختیاری داشته باشد، امام (ره) مقام و جایگاه آیت‌الله بهجت را می‌‏دانست، در عین حال مرحوم آقای بهجت مثل بسیاری از مردم به تجلیل و استقبال از امام بارها می‌آمد.

رهبر انقلاب گرچه شأن بسیار بالایی دارند ولی ایشان نیز مانند آیت‌الله بهجت ازبرای خودشان جایگاه و شأنی قائل نیستند، تا الان ایشان رساله عملیه ندادند با اینکه مرحوم آیت‌الله شاهرودی نظر به أعلمیت رهبر انقلاب داشت، مرحوم آیت‌الله راستی کاشانی نیز همینطور و در معاصران نیز آیت‌الله سید جعفر کریمی که از مجتهدان برجسته هست، معتقد هست که ایشان أعلم هستند و به طور کلی فقها ایشان را أعلم می‌دانند، با این وجود تاکنون رساله‌ای از خود ارائه ندادند. به عبارت دیگر، دقیقاً آن نوری که در وجود آیت‌الله بهجت بود در وجود ایشان هم نهفته هست، ایشان نیز همچون آیت‌الله بهجت دنبال سر و صدا و مقام و منصب نیست.

ماجرای ملاقات آیت‌الله خامنه‌ای با آیت‌الله بهجت در روزهای اول رهبری

پس از امام خمینی (ره) زمانی مقام معظم رهبری دیداری با آیت‌الله بهجت در نخستین روزهای حضور در سمتِ رهبری داشتند، به ایشان گفته بودند که امام خمینی (ره) با آن عظمت رحلت کردند و الان این مأموریت به دوش بنده آمده در حالیکه من ویژگی‌های ایشان را ندارم، مرحوم بهجت هم فرمود: شما با موازین آشنا هستید، شما آنچه را تشخیص دادید که وظیفه شرعی هست، به تشخیص خودتان عمل کنید، من [آقای بهجتی که هیچگاه من نمی‌گفت] اینبار گفت من تضمین می‌کنم که از شما حمایت می شود؛ به این معنی دست غیب شما را حمایت خواهد کرد. آقای بهجت تا آخر به این موضوع پایبند بود، خیلی با حساسیت این موضوع را دنبال می‌کرد و درصورتیکه حادثه‌ای می‌خواست اتفاق بیافتد پیش از آن با رهبر انقلاب صحبت‌ها می‌کردند.

شخصیت‌هایی همچون آیت‌الله بهجت جلو طوفان‌ها را می‌گرفت

اصل انقلاب و ولایت امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب را با موازین عادی قابل توجیه نمی‌دانم، خدا قدرت‌نمایی کرده هست، خدا شاه را برداشت، خدا انقلاب را پیروز کرد، خدا رزمندگان ما را در جنگ پیروز کرد، چون دست خدا را می‌بینیم این دیگر قائم به هیچ شخص دیگری نیست، امام خمینی (ره) رفت ولی انقلاب ماند و به مسیر پیشرفت خود با قدرت ادامه داد، اقتداری که امروز نظام اسلامی دارد قابل مقایسه با وقت‌های گذشته نیست، این نشان می‌دهد که قرار هست این شجره به امام وقت (عج) برسد، منتها وجود شخصیت‌های رشد یافته و بزرگی همچون آیت‌الله بهجت جلوی خیلی از حوادث را می‌گرفت. جنگ، جنگ بود، جنگی تمام عیار با تمام دنیا، ولی دشمن باز هم نتوانست کاری بکند. دشمن فکر می‌کرد که با برپایی فتنه سال ۸۸ کار را تمام می‌کند، ولی فتنه‌گرها به لطف خدا بی‌آبرو شدند و انقلاب و نظام باقی ماند و تا آخر نیز باقی خواهد ماند.

مصاحبه: امیرمحسن شیخان

انتهای پیام/

نگاهی به ملاقات شاعران با رهبر انقلاب/ محفل شاعران بی‌دل و احیای شکوه زبان پارسی- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم

خبرگزاری تسنیم، رضا اسماعیلی:

به پیشوازِ ملاقات شاعران با رهبر ادیب انقلاب

«حافظ شبِ هجران شد، بوی خوش وصل آمد»

🔹تاریخچه جلسات ملاقات شاعران با رهبر ادیب انقلاب

پیشینه جلسات شعرخوانی شاعران در حضور مقام معظم رهبری به دهه اول انقلاب و سال هایی بر می گردد که امین شعر انقلاب مسئولیت ریاست جمهوری را بر عهده داشتند. من خود در آن سال ها یکی، دو دفعه توفیق حضور و شعرخوانی در این دیدارها را داشته ام. وجه تمایز ملاقات آن سال ها با نشست های سال های گذشته در افزایش تعداد شاعران و رسانه ای شدن این رخداد بزرگ فرهنگی هست. آن سال ها دیدارها بیش تر جنبه خصوصی داشت و با حضور تعداد انگشت شماری از شاعران انقلاب و بدون هر شکل پوشش رسانه ای برگزار می‌شد.

سید عبدالله حسینی از شاعران پیشکسوت انقلاب در باره چگونگی شکل گیری جلسات ملاقات شاعران با رهبر انقلاب می گوید: «ما جلساتی را در مشهد از سال ۶۳ تا ۶۸ برگزار می‌کردیم. آن وقت ایشان – رهبر انقلاب – رئیس جمهور بود. تا این که در سال ۶۸ ایشان رهبر شدند. زمانی به عنوان رهبر ازبرای نخستین دفعه به مشهد آمدند همه دور و بری‌هایشان تقریباً عوض شده بود و ما نمی‌شناختیم شان. کسانی که با روحیه ایشان زیاد آشنا نبودند. ازبرای هماهنگی جلسه شعر سراغ آقای گلپایگانی رفتیم و گفتیم که ما طبق سنت هرسال جلسات شعری با حضور ایشان برگزار می‌کنیم. ایشان گفت دیگر گذشت آن وقت. آن وقت ایشان رئیس جمهور بود، الان رهبر شده‌اند و مسئله فرق دارد. این کار شدنی نیست. ما فکر کردیم حتماً خود رهبری نیز دیگر تمایلی به ادامه این جلسات ندارد. تا این که بعدها یک روز به همراه عده‌ای از فضلا خدمت ایشان رسیدم. چشم‌شان که به من افتاد بلافاصله گفتند: «جلسه شعر ما کی برگزار می‌شود؟» من قضیه را مطرح کردم و گفتم که آقای گلپایگانی این چنین گفتند. بلافاصله آقای گلپایگانی را صدا کردند و گفتند آقای گلپایگانی شما جلسه ما را چه موقع گذاشتید؟ آقای گلپایگانی گفتند: «آقا ما فکر کردیم دیگر شما تمایلی به برگزاری این جلسات نداشته باشید.» گفتند: «آقای گلپایگانی! حتماً این جلسه را بگذارید. تفریح من این جلسات هست».

🔹بزرگترین اتفاق ادبی پس از انقلاب

ملاقات سالانه رهبر ادیب انقلاب با شاعران – بدون هیچ اغراقی –  یکی از بزرگ‌ترین اتفاقات ادبی سال های پس از انقلاب و همایشی باشکوه و بی‌بدیل هست که تاکنون آن‌شکل که شایسته و بایسته هست مورد تحلیل و واکاوی قرار نگرفته هست. از همین رو، جا دارد صاحب‌نظران و پژوهشگران این حوزه، با بازخوانی و واکاوی بیانات راهگشای رهبر انقلاب در این دیدارها، و فراهم کردن زمینه تحقق آنها، مسیر پویایی و زایایی بیش از پیش شعر انقلاب اسلامی را فراهم سازند.

این که رهبر فرزانه انقلاب با بزرگواری تمام، بخشی از وقت خویش را در طول سال به ملاقات با اساتید شعر و ادب و شاعران اختصاص می‌دهند، حاکی از ادب ‌پروری و شعر دوستی ایشان هست. ای کاش سایر مسئولان فرهنگی نیز از سیره عملی رهبر فرزانه انقلاب، تکریم و تجلیل شایسته از اصحاب شعر و ادب را بیاموزند.

رهنمودهای راهبردی رهبر انقلاب در این دیدارها، در حُکم ترسیم «نقشه مسیر» ازبرای رشد و اعتلای شعر و ادب و زبان پارسی هست. ولی این که تا چه‌ اندازه مدیران و سیاست گذاران فرهنگی ازبرای تحقق و اجرایی کردن این نقشه کمر همت بسته اند، حرف دیگری هست که احتیاج به تحقیق و واکاوی محققانه دارد.

در آستانه ماه مبارک رمضان و نزدیک شدن به وقت ملاقات سالانه شاعران با رهبر انقلاب، و به قصد استفاده کردن بیشتر از این فرصت طلایی ازبرای رشد و اعتلای شعر و ادب پارسی، چند پیشنهاد زیر ازبرای متولیان و برگزارکنندگان این ملاقات ممکن هست راهگشا و سازنده باشد.

۱٫ تشکیل شورای سیاست گذاری فراسازمانی

از آنجا که جلسات ملاقات شاعران با رهبری یک جلسه کلان فراسازمانی هست، ضرورت دارد ازبرای گزینش عادلانه‌تر شاعران ازبرای حضور در این دیدارها و آخر بخشیدن به حرف و حدیث‌هایی که در این مورد وجود دارد، انتخاب شاعران بر دوش شورایی فراسازمانی با عنوان «شورای سیاست‌گذاری» گذاشته شود. شورایی متشکل از نمایندگان نهادهایی چون حوزه هنری، انجمن قلم، سازمان بسیج هنرمندان، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و بنیاد شعر و ادبیات داستانی. سال‌های گذشته گزینش شاعران ازبرای حضور در جلسات رهبری توسط یک شورای هفت نفره از شاعران حوزه هنری صورت می‌گرفت.

۲٫ ارزیابی اجمالی وضعیت ادبیات امروز توسط دبیر جلسه

شایسته هست دبیر جلسه پیش از شروع شعرخوانی‌ها با ارائه گزارشی اجمالی به ارزیابی وضعیت شعر و ادب پارسی در جامعه امروز بپردازد. گزارشی جامع الاطراف با تأکید بر نقاط قوت و ضعف شعر انقلاب و تبیین فرصت‌ها و تهدیدهای پیش رو ازبرای زبان پارسی. این دقیقه در جلسات ملاقات شاعران با رهبری بنابر ملاحظات زمانی و… تاکنون مورد غفلت قرار گرفته هست.

۳ – افزایش سهم بانوان شاعر

بی‌هیچ تردیدی انقلاب اسلامی به عنوان یک انقلاب پیشرو و مترقی، در طول ۴۰ سال گذشته در تثبیت هویت انسانی زن گام‌های بلندی برداشته هست و زمینه حضور باوقار و عزت‌مند زنان را در تمام صحنه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در کنار مردان فراهم کرده هست.

با پیروزی انقلاب اسلامی، ذهنیت جامعه نسبت به زن تغییر کرد و زنان توانستند همدوش مردان توانمندی ها و قابلیت‌های انسانی خود را با حضور در صحنه فعالیت‌های اجتماعی به فعلیت درآورند. پس از انقلاب، زنان در عرصه شعر و ادبیات نیز – همچون سایر عرصه‌ها – حضوری پررنگ و درخشان داشته‌اند. این نکته را با مقایسه تعداد زنان شاعر و نویسنده انقلاب با قبل از انقلاب به خوبی می‌توان دریافت. تعداد بانوان شاعر و نویسنده شاخص قبل از انقلاب کمتر از ۲۰ نفر بود، در حالی که این تعداد امروز به هزاران نفر رسیده هست. حضور بانوان شاعر در جلسات سالانه ملاقات شاعران با مقام معظم رهبری نیز مصداق دیگری ازبرای اثبات این حضور درخشان هست.

حضور بانوان شاعر در جلسات ملاقات رهبری فرصتی مغتنم ازبرای تقویت و افزایش مشارکت فرهنگی – اجتماعی زنان در جامعه هست. باید به این حضور روشن و امیدبخش به عنوان یک فرصت طلایی ازبرای زدودن آموزه‌های غلط در ذهن و زبان جامعه نسبت به توانمندی‌های اجتماعی زنان نگاه کرد.

با توجه به افزایش تعداد بانوان شاعر و درخشش‌های قابل تأمل زنان در عرصه شعر و ادب در طول ۴۰ سال گذشته، به نظر می‌رسد سهم شعرخوانی بانوان در جلسات ملاقات شاعران با امین شعر انقلاب کمتر از حد انتظار هست؛ از همین رو شایسته هست تمهیداتی اتخاذ شود که در این جلسات بانوان حاضر در جلسه بیش تر شعر بخوانند. امید آن که امسال با برنامه‌ریزی مناسب‌تر فرصت بیش‌تری ازبرای دیده شدن و شنیده شدن بانوان شاعر فراهم گردد.

۴ . ایثار پیشکسوتان با واگذاری نوبت خود به جوانان

پنهان کردن اشتیاق و آرزوی حضور در مراسم ملاقات سالانه مقام معظم رهبری با شاعران، مثل پنهان کردن بوی گل در باغ هست! به چه دلیل که شاعران انقلاب ازبرای رسیدن چنین خجسته شبی، از شروع سال روزشماری می‌کنند تا در شب میلاد با سعادت کریم اهل بیت(ع)، به زیارت امین شعر انقلاب نائل شوند.

حاجت به گفتن نیست که جان و جهان همه شاعران انقلاب سرشار از این شوق شیرین و دلنشین هست. ولی حق این هست شاعران ارجمندی که پیش‌تر حلاوت این ملاقات با شکوه را چشیده‌اند، در مراسم ملاقات امسال، به غیبت خودخواسته به نیت نشستن چهره‌های تازه بر صندلی حضورشان رضایت دهند تا شاعرانی که در طول همه  سال‌های ماضی، حتی ازبرای یکبار هم توفیق حضور و شعرخوانی در این مراسم را پیدا نکرده‌اند، با غیبت آنان  امکان حضور و ظهور پیدا کنند. شاعران بزرگواری که به این غیبت خودخواسته تن می‌دهند، می‌توانند برکات ایثارشان را در برقِ نگاه شاعران جوانی که در حضور رهبر انقلاب ازبرای نخستین‌دفعه گل می‌افشاندند و شعر می‌خواندند، ببینند. به زعم من، غیبتی از این جنس عین حضور هست. این حضور معنوی شیرین‌تر و دلنشین‌تر از حضوری تکراری هست که به قیمتِ غیبت و حسرت هزاران شاعر آرزومند تمام می‌شود.

عنوان انصراف داوطلبانه تعدادی از پیران و پیشکسوتان شعر انقلاب از شعرخوانی در مراسم به نفع جوانان شاعر نیز سنت حسنه ای هست که جای تقدیر و تشکر دارد. پیران و پیشکسوتان فرهیخته ای که با بزرگواری و کرامت تمام نوبت شعرخوانی خود را در اختیار شاعران جوان حاضر در مجلس می گذارند، در واقع درس شاعرانه زیستن را به آنان می آموزند. به راستی نیز بزرگ ترین درسی که در مکتب شعر و ادب می توان آموخت، «انسان بودن» هست و زیباترین تجلی «انسان بودن» نیز چیزی جز «ایثار» و «از خودگذشتگی» نیست. غزل بانوی شعر انقلاب، استاد سیمیندخت وحیدی که سلوک نجیبانه و مؤمنانه‌اش در عرصه شعر ما را به یاد «پروین» آسمان ادب می‌اندازد، در شمار شاعرانی هست که در سال‌های گذشته با بزرگواری تمام و بی هیچ منتی، نوبت شعرخوانی خویش را به شاعران جوان واگذار کرده هست که این منش ایثارگرانه می‌تواند ازبرای جامعه ادبی ما سرمشقی شایسته باشد. بی‌هیچ تردیدی، حضور پیران و پیشکسوتان شعر انقلاب در این نشست باشکوه – به رسم ادب – ضروری هست، ولی شعرخوانی آنان نه، مگر این که حضرت آقا شخصاً به شعرخوانی بعضی از بزرگان در این ملاقات اصرار داشته باشند. صد البته شاعران جوان نیز باید حرمت پیران و پیشکسوتانی را که ازبرای اعتلای این هنر اصیل مو سفید کرده‌اند به نحو شایسته نگاه دارند و عاشقانه و فروتنانه از تجربیات این پیران مسیر استفاده کردن کنند. چنان که حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی فرموده هست:  

قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات هست بترس از خطر گمراهی

نکته دیگر این که ازبرای استفاده کردن بیشتر از شاعران حاضر در ملاقات، خوب هست با مدیریت وقت، ترتیبی اتخاذ گردد که شعرهای انتخاب شده ازبرای قرائت حتی‌الامکان کوتاه باشد تا زمینه شعرخوانی ازبرای شاعران بیش‌تری فراهم گردد.

۵٫ تقویت حضور شاعران «ملاقات اولی»

کشف و معرفی استعدادهای ادبی تازه، از دیگر کارکردهای قابل تأمل دیدارهای سالانه رهبری با شاعران هست. این دیدارها سبب می‌شود تا استعدادهای تازه و جوان بیشتری به جامعه معرفی شوند. بسیاری از این استعدادها، جوانان گمنامی هستند که شاید در شهر و استان خود چندان شناخته شده نباشند و علی‌رغم استعداد بالایی که دارند به خاطر نداشتن تریبون تاکنون گمنام مانده‌اند، ولی حضور در این دیدارها زمینه رشد و بالندگی آنان را فراهم می‌کند. بسیاری از شاعران جوان و گمنام ازبرای نخستین دفعه از تریبون دیدارهای رهبری به جامعه معرفی شدند.

 

اقتضای عدالت نیز چیزی جز این نیست که در این همایش بی بدیل ادبی که از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین نشست‌های ادبی کشور هست، زمینه ازبرای حضور چهره‌های جوان، مستعد و غیر تکراری فراهم شود.

۶٫ تلاش ازبرای احیای شکوه زبان پارسی

یکی از نقاط برجسته ملاقات شاعران با رهبری، شعرخوانی شاعران فارسی زبان دیگر کشورها در این جلسات هست. در این دیدارها، علاوه بر شاعران جوان و پیشکسوت ایرانی، تعدادی از شاعران  فارسی زبان دیگر کشورها نیز حضور دارند، شاعرانی از کشورهای: هندوستان، پاکستان، افغانستان و تاجیکستان. از این فرصت طلایی می‌توان ازبرای احیای شکوه زبان و ادبیات گران‌سنگ پارسی و بازسازی جایگاه رفیع آن در جهان و بیرون آوردن زبان پارسی از پیله انزوا و فراموشی استفاده کردن کر؛ به چه دلیل که در این روز و روزگار، زبان پارسی به راستی و درستی، زبان دوم جهان اسلام و رسانه‌ای ارجمند و شایسته ازبرای نشر و اشاعه معارف قرآنی و وحیانی و آموزه‌های انسان ساز توحیدی هست.

۷ . حضور خبرنگاران فعال ادبی در جلسه

شایسته هست توسط متولیان و مجریان برنامه ملاقات، تمهیداتی ازبرای حضور تعدادی از چهره‌های شاخص و فعال فرهنگی – بخصوص دبیران و خبرنگاران سرویس های ادب و هنر – مطبوعات و خبرگزاری‌های به نام کشور فراهم گردد. یقیناً حضور دبیران و خبرنگاران سرویس‌های فرهنگی مطبوعات و خبرگزاری‌های شاخص، در پوشش خبری گسترده‌تر و حرفه‌ای‌تر مراسمِ ملاقات مؤثر و کارساز خواهد بود. به‌خصوص آن که بسیاری از این خبرنگاران دانش‌آموخته رشته ادبیات و از فعالان این عرصه می‌باشند.

انتهای پیام/

 

اطلاعات یک سرباز بعثی که موجب تسهیل در مسیر عملیات آزادسازی خرمشهر شد/ نیروهای بعثی از روی ترس و اجبار می‌جنگیدند- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم

به گفته خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا, متولد سال ۱۳۳۶ هست در نجف اشرف و ساکن آن شهر مقدس؛ می‌گوید که وی را ابوشیماء صدا کنیم به چه دلیل که به‌‌گفته وی درصورتیکه هویت اصلی‌اش فاش شود, ممکن هست مشکلاتی ازبرای وی و خانواده‌اش به‌وجود بیاید, به همین خاطر هم تمایلی به منتشر شدن تصاویرش ندارد. فارسی را خیلی راحت صحبت می‌کند, حتی اصطلاحات فارسی را هم خوب بلد هست, زمانی به واسطه یکی از رزمندگان ایرانی لشکر بدر با وی آشنا شدیم, وی ازبرای دیدن خانواده‌اش مدتی به تهران آمده بود. میزبان وی در خبرگزاری شدیم تا پای خاطراتی که بیش از ۳۰ سال هست درون سینه‌اش حبس شده بنشینیم. وی تنها نمونه‌ای از هزاران رزمنده لشکر بدر عراق بود که در مقابل ارتش بعث صدام ایستاد و مبارزه کرد, ارتشی که اکنون هیچ اثری از وی وجود ندارد. قسمت اول مصاحبه با ابوشیماء را اینجا بخوانید و ولی اکنون قسمت پایانی این گفت‌و‌گو در ادامه می‌آید:

* اوایل اردیبهشت و قبل از شروع عملیات بیت المقدس بود؟

بله اینگونه بود. آنها داد و فریاد زدند و احترام و تقدیر کردند. من را به سنگری بردند و به من کمپوت و آب دادند. نیرویی در آنجا بود و گفت که «چه اطلاعاتی داری که می‌خواهی به ما بدهی؟» گفتم «با کسی صحبت نمی کنم من تنها با قرارگاه کربلا ازبرای عملیات فتح المبین صحبت می‌کنم.» من را نگاه کرد و گفت باشه و با فرماندهی زنگ زد و پس ده دقیقه یک موتور دم سنگر آمد و گفتند بفرما سوار شو! تقریبا ۸ کیلومتر رفتیم تا به جاده شوش-فکه رسیدیم.

زمانی تصویر امام خمینی(ره) را دیدم با سرعت آمدم تصویر را بوسیدم و گریه کردم

تا به جاده شوش رسیدیم، به سمت راست عراق رفتیم. تقریبا یک کیلومتر آمدیم و وارد منطقه شدیم و دیدم که شخصی منتظر ما هست. خوش آمد گویی کرد و خیلی به من احترام گذاشت. بعدا فهمیدم که ایشان فرمانده تیپ علی بن ابی طالب بود و سید حسن درویشی نام داشت…وارد سنگر شدم و دیدم تصویر امام(ره) روبه روی من هست. با سرعت آمدم روبه روی تصویر و ایشان را بوسیدم و گریه کردم. من را نشاندند. ساعت تقریبا یک ربع به هشت بود…پس وارد سنگر فرماندهی شدیم و سپس سه، چهار نفر وارد شدند و من بلند شدم و احترام گذاشتم. یک نفر هم مترجم بود که اسم وی جبار بود. چند ماشین آمدند و با ورود ماشین ها چند نفر وارد سنگر شدند تا زمانی که سنگر پر شد.

زمانی فرماندهان ایرانی را دیدم با خودم گفتم اینها سربازان گمنام امام وقت(عج) هستند

* فرماندهان وارد سنگر می‌شدند؟

کل فرماندهانی که ازبرای عملیات فتح المبین بودند می آمدند, ولی آن وقت من نمی‌دانستم آنها چه کسانی بودند. به من گفتند بفرما صحبت کن. گفتم نمی کنم! گفت به چه دلیل؟ مگر نخواستید به ایران بیایید و اینها را به ما بگویی؟ گفتم تنها با فرماندهان حرف می زنم. جبار حرف من را به آنها گفت و آنها خندیدند…سپس گفتم درجه ندارند اینها؟ درجه هایشان کجاست؟ دو نفر سرهنگ ازبرای لشگر ۷۷ بودند و آنجا نشسته بودند.

پس آقا مجید بقایی که خدا ایشان را رحمت کند آمد جلو و گفت «در اسلام درجه هست؟» با خودم گفتم اینها سربازان گمنام امام وقت هستند. اینها نورهای امام وقت(عج) هستند…ایشان بعدا گفتند در جلوی شما مجید بقایی فرمانده قرارگاه کربلا قرار گرفته هست, ایشان حسن باقری هست. مسئول قرارگاه کربلا، ایشان حسن درویشی هست و ایشان علی فضلی فرمانده تیپ المهدی و آقای صفاری فرمانده تیپ امام سجاد(ع) هستند.

سپس اقا مجید جلو آمدند و یک نقشه ای ازبرای من آوردند و به من گفت بفرما صحبت کن. گفتم دو مورد می خواهم با شما صحبت کنم و ازبرای شما بگویم ایشان فرمودند بفرما «گفتم شما به چه دلیل در عملیات فتح المبین تا فکه و العماره ادامه ندادید؟»

ایشان خندید و گفتند که «عملیات اصلی ما تا سایت بود, در این منطقه و تا اینجا که عراقی ها رساندیم تقریبا ۵۰ کیلومتر هست…خدا برکت دهد و دیدیم که ارتش عراق همه فراری هستند و شکست خورده اند و ما هم ادامه دادیم و پشت سر آنها آمدیم. این مسائل تدارکات می خواهد و مهمات و نیرو می خواهد.»گفت دومی چیست؟ گفتم شما عملیات دارید؟ گفت کجا؟ نقشه را آورد و انگشت خود را روی شهر خرمشهر زدم. گفت در اینجا عملیات دارید و آقای حسن باقری جا خورد و گفتند نه نداریم. گفتم نه عملیات دارید.

* این اطلاعات را ارتش عراق چگونه به دست می آورد؟

کل مردم می دانستند…با چشم خود می دیدم که نیروها می‌گفتند به محمره داریم می رویم و ایران می خواهد محمره را بگیرد.

* تاریخ دقیق را می‌دانستند یا تنها می دانستند که می خواهد چنین عملیاتی انجام شود؟

نه تنها می دانستند که قرار هست انجام شود, تاریخ دقیق را نمی دانستند…گفتنم «به عملیات جنوب بیایید.» درصورتیکه آماده هستید, من آماده هستم و می‌برمتان پشت عراقی ها که همه را شناسایی کنید. ایشان گفتند من؟ در این لحظه گفتم شما نه، یکی از این افراد کوچکتر که درجه پایین تری دارد. همه خندیدند. دیدم اینها شک کردند که من آمدم اینجا عملیات بیت المقدس را بهم بزنم, این را بعدا به من گفتند.

* به شما مشکوک شدند؟

بله ۱۰۰ درصد به من مشکوک شدند. زمانی در این حالت خیلی نگران بودند, گفتم که مادرم ایرانی هست, خواهرانم اینجا هستند و مادرم از قوم شما هست. خواهرهایم و خاله ام، دایی های من، برادرهایم در ایران هستند. پس آدرسی را از جیبم خارج کردم و گفتم این آدرس هست، سوال کردند این آدرس از کجاست. گفتم «این آدرس را از پسر خالم گرفتم…دو روز پیش من پهلوی ایشان بودم، زمانی که استخبارات عراق آنها را دستگیر کرد که به زندان ببرد، این آدرس را در آنجا از پسر خاله‌ام گرفتم. از پسرخاله‌ام سوال کردم این آدرس را از چه کسی آوردی گفت ۴۰ سال پیش یک فرد سعودی که دوست بابایم بوده ایشان را در قم دیده هست. در صحن حضرت معصومه گفت به عراق می روی؟ گفت بله به عراق می روم. بعدا گفت به کربلا می روی؟ چون پسر خاله من در کربلا بودند و خواهرم در آنجا زندگی می کردند. گفت درصورتیکه عراق رفتی این آدرس را به پسرم بده.»

مجید اینجا خیلی سریع جا افتاد و خیلی خوشحال شد ولی تا اینجا هم اکنون شک داشتند. گفتند «چه شده بود که عراق دیشب این همه توپ خانه زد و منطقه را آتش جهنم کرد؟ همه ما ۱۰۰ درصد در تا صبح آماده باش کامل بودیم.» من خندیدم و گفتم «به خاطر این چراغ قوه بوده!» گفت «چه می‌گویی؟» گفتم «در این یک ماه میان شما و عراق زد و خوردی بود؟» گفتند نه. گفتم «به چه دلیل تنها دیشب شد؟ به خاطر این بود که ازبرای آمدن به سمت شما و پیدا کردن مسیر از چراغ قوه استفاده کردن کردم و آنها زمانی فهمیدند منطقه را جهنم کردند.»

گفتند «عجب اتفاقی رخ داده!» گفتم «من با معجزه اینجا در کنار شما نشسته ام. این مسئله ای آسان نبود.» پس گفتم «بلند شوید. اول کاری که می‌کنیم کمین روز را می بینیم.» دیگر تقریبا ساعت هشت و نیم- نه بود آمدیم اینجا و یک دوربین بزرگ را ازبرای شناسایی آوردند. کمین روز و دیده بان روز را به آنها نشان دادم. از آنجا شروع کردم گرا دادن تا به کمین رسیدیم. نگاه کردیم دیدیم سرباز عراقی یک خورده سر خود را بیرون آورده گفتم آقا مجید بیا نگاه کن.

نخستین دفعه نماز جماعت در جبهه خواندم، چون این کار در ارتش صدام ممنوع بود

*حدودا فاصله چه مقدار بود؟

تقریبا میان ۱۲ تا ۱۳ کیلومتر بود. مشاهدات را در کاغذ نوشتند و همراه خود آوردند. سپس گفتند که به شوش دانیال و مقر سپاه برویم. زمانی آمدیم شوش، اذان مغرب شده بود در آنجا نخستین دفعه نماز جماعت خواندم، چون در عراق اجازه چنین کاری را نمی‌دادند. اخبار گوش کردیم و خیلی از مسائل ازبرای من تازه بود…مجید بقایی به من گفت که آماده شو مادرت فردا می خواهد بیاید.

*چند وقت می شد که آنها را ندیده بودید؟

دوسال بود که آنها را ندیده بودم.

مادرم به شهید بقایی گفت که درصورتیکه پسرم در اینجا شهید شد هیچ  مسئله ای ازبرای نیست؛ نمی خواستم به دست بعثی ها کشته شود

*اوایل جنگ آنها را دیده بودید؟

نه قبل جنگ به این معنی تقریبا ابتدای شهریور ۱۳۵۸ رفته بودند. صبح آماده شدم و دیدم که یک ماشین پیکان سفید آمد و خانمی پیاده شد,  من وی را  نشناختم ولی خانم دومی را دیدم که مادر من هست. پس از دو سال خیلی لحظه سختی بود. من را دید و شروع کرد به فریاد زدن،  پسر عزیزم و همش اینها را می گفت و من را بغل کرد.

 مجید بقایی در جلو ایستاده بود و گفت «مادر این پسر شما هست؟» گفت «آره این پسر من هست. من باور نمی‌کردم که این پسر من هست فکر می کردم بچه دختر من هست.» ایشان گفت «رسیدند الحمدالله در اینجا مقداری با ایشان کار داریم و مسائلی هست که بعدا می آید» مادرم گفت که « درصورتیکه در اینجا شهید شد هیچ مورد و مسئله ای ازبرای نیست. از ته دلم خوشحال هستم. نمی خواستم به دست بعثی ها کشته شود.»

خوشحال شدم که بسیجی شدم

در اینجا ماندم و تا عصر که به شوش دانیال آمدیم و همه مناطق را نشان دادم و دیدند. تمام اثرات عملیات فتح المبین را در خود مناطق شوش دانیال دیدیم. دو مرتبه برگشتم و رفتم و یک نامه ای را هم از سمت پسر خاله من آورده بودند, من جواب آن نامه را دادم و خودشان برگشتند و رفتند و ما هم برگشتیم. استحمام کردم و پوشش های نو دادند و پوشش های بعثی را انداختم و پوشش های بسیجی پوشیدم و خوشحال شدم که الحمدالله بسیجی شدم.

روز بعدی ازبرای شناسایی آماده شدیم. با موتور با آقای پور مهدی و حمزه و رضا پالاش آمدیم. سه یا چهار موتور بود که چند موتور مسئولیت حفاظت از ما را عهده داشتند…تا دیده‌بانی و کمین روز آمدیم, کم‌کم پیاده شدیم و موتورها را در کمین گذاشتیم و کم‌کم پیاده مسیر افتادیم و هر سه قدم با پا را یک متر حساب کردیم. تا نزدیک کمین شب با دیده بان دوربین شب نگاه کردیم  تا کمین را دیدیم. این دفعه هلالی زدیم و با ۲۰۰ متر فاصله ایستادیم…آنجا گفتم فرماندهی این هست و فرمانده گردان و فرمانده تیپ در اینجا هستند و تمام مناطق دیگر را اطلاعات دادم و شناسایی شدند. همه مناطق را شناسایی کردیم و تقریبا ساعت یک بود که برگشتیم و دوباره تا کوه های تینه آمدیم.

روز بعدی ۵ شنبه بود که عملیات شروع شد. در جلو عملیات شروع شد و ما هم به شوش آمدیم. در پادگان آنجا دعای کمیل برقرار بود و گفتند عملیات شروع شده و شما دعا کنید. عملیات با رمز امیرالمومنین شروع شده بود. صبح شد و به منطقه آمدیم. در آنجا دو مرتبه در همان سنگر و در همان قرارگاه خودمان بودم. انتظار می کشیدم که بعدا چه اتفاقاتی اتفاق می افتد. دنبال رادیو بودم و عملیات را گوش می دادم. روز بعدی گفتند اینجا یک عملیاتی انجام دهیم و این تپه را باید بگیریم. دیدم که توپ خانه ها می زدند ولی من از این منطقه و از بالا هیچ اطلاعاتی ندارم. روز بعدی دوربینی آوردم و نگاه می کردم. یک فرد عراقی بود که نام وی شجاع بود و هم با وی صحبت می کردم.

* با بی سیم با وی صحبت می کردید؟

نه ایستاده بود و با دوربین نگاه می کرد به کنار وی آمدم و گفتم به وی من عرب هستم و تازه آمدم.

*وی قبل از شما پناهنده شده بودند؟

بله قبل من وی آمده بود. روز دوم که دوازدهم اردیبشهت بود به منطقه رفتیم که بسیار شلوغ بود و زد و خورد زیادی بود. ما هم به تیپ المهدی آمدیم و با علی فضلی فرمانده تیپ صحبت کرده و به وی اطلاع دادیم که طرح جدیدی در حال آماده کردن داریم و ازبرای ادامه طرح شناسایی هایی انجام دادیم.

روز پانزدهم و شب شانزدهم، حسن درویشی گفت که امشب عملیات هست. گفتم چه می گویید؟  گفتند والله امشب عملیات هست. من را آورد در منطقه سایت، در این محوطه همه بودند. شاید ده ها هزار همه نیرو حضور داشتند گفتنم اینها چیست؟ گفت امشب هجوم داریم. همه بسیجی و آماده و پرچم های یا حسین و یا زهرا(ع) در دستان آنها بود…من باور نمی کردم. گفتم روی همان طرح هجوم می کنید؟ گفت بله روی همان طرح قرار هست و روی همان نقشه ای که تو آوردی هجوم می کنیم. گفت خدا خیرت دهد.

ماجرای فرماندهی بر گروهان تانک‌

*می‌خواستند تپه ۱۸۲ را بگیرند؟

نه در یازده و دوازدهم دو روز هجوم کرده بودند. یازدهم و دوازدهم ایران هجوم کرده بود. بعدا عراق ضد هجوم زد و پس گرفت. این حرف در کتاب هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی آمده هست که دوبار ایران با لشگر ۷۷ ، تیپ المهدی و لشکر علی بن علی طالب و امام سجاد هجوم کرد ولی موفق نشد. تا سه روز پس که شب شانزدهم اردیبهشت بود…نیروها سوار کامیون ها شدند. تقریبا ۱۰۰ کامیون پر از بسیجی بودند. گفتم در اینجا بایستید. ماشین ها را متوقف کردند و پیاده شدند و نماز مغرب و عشا را خواندند تا اینجا باز بود ولی از اینجا به پس کمین با دوربین همه منطقه را شناسایی می کرد و می‌دید.

نقشه ای که خود ابوشیماء طراحی کرده بود

همه کامیون‌ها در دید راس بودند. گفتم بگذارید کمی مغرب شود تا دید کمتر شود. گفت خوب حرفی زدی. تا این کمین آمدیم تا همین جایی که من آمده بودم. مغرب شده بود و همه پیاده شدند و نماز خواندند و دو مرتبه سوارشان کردیم و تا جایی که من آمده بودم حرکت کردیم…از آنجا به پس با ماشین های وانت مسیر افتادیم. گفتم که این ماشین های بزرگ صدای مشخصی دارند و ارتش عراق متوجه می شود، باید با ماشین های کوچک برویم. گفت حرف خوبی هست. خیلی ماشین وانت آوردند و بچه ها را نقل و انتقال کردند و تا ده رفتیم.

در آن لحظه آقای حسن گفت «می خواهم امشب فرمانده گروه نه عدد تانک باشید.» گفتم «فلانی الان جای شوخی نیست. عملیات در حال شروع شدن هست. در این لحظه به من می گویی که باید فرمانده تانک شوید. گروه نه عددی تانک من نه زبان می دانم، چگونه با نیروها صحبت کنم؟» گفت «فرمانده و مسئول آن اهواز رفته هست اسم وی عبدالملکی بود درصورتیکه برگشت گفتند تا دوازده بر می گردد درصورتیکه برنگشت به عهده ی خود تو هست و به نام خود تو ثبت شده هست.»

*چه تانک هایی داشتند؟

۵ عدد تانک غنیمتی ازبرای عراقی بود. مدل تی ۵۵ ، و چهار چفتین ازبرای ارتش بود. گفتم من ماشین می خواهم. گفت ازبرای چه ماشین می خواهید. گفتم درصورتیکه مهماتم تمام شد چطور ماشین را باید نقل مهمات کنم و ازبرای خودمان بیاورم…گفت دیدی گفتم تو زرنگ هستی و باید فرمانده شوی. از تدارکات هشت ماشین تحویل گرفتم. در آن لحظه خودم را می نیشکون می گرفتم که ببینم در خواب هستم یا بیدار هستم چگونه شده هست و چه اتفاقی رخ داده. من یک سرباز عراقی معمولی بیام اینجا فرمانده تانک بشوم آن هم در ارتش ایران مگر می شود. به این معنی باور نمی کردم…در آنجا بچه ها را جمع کردم و گفتم “سریع بیایید مهمات را در ماشین بگذارید و آماده شوید”. با بسیجیان و سپاهی ها صحبت کردم و دیدم روحیه خیلی بالایی دارند.

نیروهای بعثی از ترس و اجبار و ناچاری می جنگیدند

*این روحیه را در نیروهای عراقی دیده بودید ؟

نه…این روحیه با این جنگیدن و با این شرایط وجود نداشت…آنها از ترس و از روی اجبار و ناچاری می جنگیدند. بعدا آمدم و با ارتشی ها صحبت کردم و گفتم الان مسئول شما هستم و مسئول شماآقای ملکی نیست و به اهواز رفته و آقای حسن درویشی الان من را مسئول کردند. گفتم درصورتیکه شما من را قبول کنید…گفتند ما در خدمت شما هستیم. نقشه را در آوردم و گفتم به امید خدا از اینجا بسیجی ها هجوم کنند و شروع کنند ما تانکها را روشن می کنیم و به جلو می رویم و تقریبا عقبه دشمن را با تانک می زنیم و توپ خانه هم به ما کمک می کند.

کمی انتظار کشیدم و با حسن درویش تماس می گرفتم و وی  گفت که بچه ها به سمت ده حرکت کردند. ساعت حدود  دوازده بود  که آقای عبدالملکی از مسیر رسید. جریان را برایش گفتم و گفتم که “شما باید روی این مسئله عمل کنید و این نقشه و این طرح هست تنها بسیجی ها هجوم کردند شما تانک ها را روشن کنید در این منطقه حرکت کنید شش الی هفت کیلومتر به جلو بروید و گلوله خود را پرتاب کنید روی توپ خانه عراق! این صحبتهای حسن درویشی بود که من به شما منتقل کردم.” گفت دست شما درد نکند.

ساعت دو الی دو بیست دقیقه بود که آقای پور مهدی آهسته گفت «من آماده هجوم هستم.» نمی توانست داد بزند و با صدای بسیار آرام می‌گفت، چون به ارتش عراق خیلی نزدیک شده بود. من هم پیام وی را به مجید بقایی دادم و گفتم ما آماده ایم. ساعت دو و نیم یا دو بیست دقیقه بود که آقای بقائی رمز را اعلاام کردند.

«بسم الله الرحمن الرحیم، بسم الله قاصم الجبّارین، یا علی مدد، یا علی مدد،» من اینجا جا خوردم. حسن درویشی به من گفت طوری شده؟ گفتم «حسن آقا این چه رمزی یود که عنوان شد؟» گفت به چه دلیل؟ با گریه می گفتم « زمانی من اینجا گیر افتادم و به سمت ایران فرار کردم گفتم یا علی مدد، این به این موضوع چه ربطی دارد. دوم به چه دلیل من نگفتم یازهرا (س) و به چه دلیل نگفتم یاحسین(ع) به چه دلیل نگفتم یا مهدی(عج)، به چه دلیل نگفتم یاعلی بن ابی طالب(ع)، من گفتم یا علی مدد، این رمز را ایشان هم گفتند. آقا مجید هم همین رمز مرا گفتند؟»این یک مساله خیلی مهمی ازبرای من بود. مسائل غیبی بود نمی دانم الان هر چه می خواهید فکر کنید. ازبرای من یک مساله خیلی مهمی بود.

پس از شروع عملیات, بیرون آمدم دیدم منطقه آتش جهنم شده و از دو سمت آتش بود. مجید بقایی هم در قرارگاه کربلا نزد اداره عملیات خرمشهر بود. چون قرارگاه های فجر و قدس و نصر و فتح، در منطقه چنانه بود…تقریبا ۲۰۰ کیلومتر فاصله میان فکه و میان خرمشهر تا دویست و خورده ای کیلومتر فاصله بود. هم وقت آنجا هم شانزدهم شروع کردند. دیگر عملیات دوم شروع شد. بعدا در اینجا کتاب عملیات بیت المقدس هیئت معارف شهید صیاد شیرازی می گوید که عملیات شانزدهم در روز هفتم عملیات بود.

*این تجدید نظر بر مبنای اطلاعات شما بود؟

احسنت. محسن رضایی و صیاد شیرازی این طرح را داده بودند که تپه ۱۸۲ بگیرند و فریب بدهند.

*ولی شما گفتید از پایین اینها را قیچی کنید؟

زمانی من پناهنده شدم من از عقبه ی دشمن شانزده کیلومتر از خط جلو از عقبه دشمن را قیچی کردیم. این موضوع در کتاب عملیات بیت المقدس که توسط مرکز معارف جنگ شهید صیاد شیرازی به چاپ  رسیده ، اشاره شده هست.

*طرح شما بود که این قیچی انجام شود؟

 بله طرح من بود…در کتاب عملیات بیت المقدس می گوید «ساعت دو ده دقیقه بامداد در منطقه تپه شهید قندی(به این معنی از بالا) به موضع دشمن هجوم کردند. در این عملیات که با رمز یاعلی بن ابی طالب شروع شد علاوه بر یگان های ادغام شده لشگر ۷۷ سپاه با نام فجر یک و دو (از بالا) به این معنی ماموریت آنها از بالا بود. (تپه شهید قندی تقریبا)»

*به این معنی از دو سمت هجوم کردند؟

 از پایین چپ و راست و از بالا که از سه جانب می شود. یگانهای ادغام لشگر۷۷ و سپاه با نام فجر یک و دو خوانده می شد و تیپ ۱۷ پیاده قم به نام فجر ۵ و تیپ ۳۳ المهدی با نام فجر۶ بود و هماهنگی لازم نیز میان یگان های سپاه پاسداران و لشگر ۷۷ برابر طرح عملیات نیروهای فجر یک و دو از سمت شرق به غرب به مواضع دشمن هجوم کردند. به این ترتیب مواضع دشمن متجاوز از دو سمت مورد هجوم قرار می گرفت. فجر های ۵ و ۶ با الحاق به روی جاده شهید قندی و محاصره نیروهای دشمن را کامل و آنها را منهدم و منطقه شهید قندی را پاک سازی کرد…این به چه معنا هست و به چه دلیل قبلا هجوم نکردند که این عملیات را انجام دهند. قبلا هجوم کردند و همش شهید قندی را گرفتند و دوباره پس دادند.

*به خاطر این بود که اطلاعاتی از آن سوی جبهه وجود نداشت!

بله اطلاعات نداشتند. پشت شهید قندی تقریبا ۱۰ کیلومتر بود و جلوی آن تقریبا ۶ کیلومتر بود. چون ما حساب کردیم از آن منطقه آخرین باربا هم الحاق شدیم. آن نقطه از اینجا تا بالا ۱۶ کیلومتر به عمق دشمن به طور کامل نیروهای عراقی را قیچی کردیم…در این کتاب می‌گوید: «قبل از ساعت ۴ ، در ساعت دو بیست دقیقه که من در خاطرات خود گفتم، در فجر ۵، بیست دقیقه پس در فجر۶ و در ساعت سه بامداد فجر ۱ و با دشمن درگیر شدند و قبل ساعت ۴ بامداد نخستین خاک ریزهای دشمن را فجر ۱ بود را به تصرف خود در آوردند. این از بالا بود.

در ساعت ۷ صبح فجر های ۵ و ۶ روی جاده آسفالته فکه _ شهید قندی با یکدیگر الحاق کردند و مسیر فرار دشمن بسته شد و متجاوز به محاصره کامل درآمد. در این عملیات که غافیل گرانه انجام شد نیرهای دشمن در منطقه شهید قندی منهدم و حدود ۷۹۰ نفر از آنها به اسارت نیروهای ایرانی درآمدند. نیروهای فجر در ساعت ۱۰ صبح هدف های خود را فتح کردند و به طور قطعی توانست هدف خود را نگه دارد.

این نقشه شماره ۱۵ هست که در آن یادداشت شده هست. اینجا می گویدیک فروند اف ۴ که در پشتیبانی این عملیات قرارگاه فجر عملیات کرد و در ساعت شش و نیم که من هم در اینجا در خاطرات خود گفتم. صبح سریع در ساعت شش و خورده ای که یک فروند هواپیما سقوط کرد و خلبان آن هم شهید شد. شمار هواپیما سرنگون شده از شروع عملیات بیت المقدس به ۱۳ فروند رسید. اینجا می گوید قرارگاه کربلا با ملاحظه موفقیت قرارگاه فجر در تامین هدف های خود دستور داده که قرارگاه مذکور حداکثر تا ساعت دو پس از ظهر روز هفده اردیبهشت ماه طرح عملیات خود را ازبرای ادامه تک به سوی فکه تهیه نماید و بنابر دستور بعدی آن را اجرا کند. بنا بر تایید فرمانده ای مشترک قرارگاه کربلا، فرمانده ای نیروی زمینی و فرمانده سپاه این عملیات مرحله سوم عملیات بیت المقدس عنوان گردید…عنوان گردی که با توجه(این مسئله خیلی با اهمیت هست). به اینکه در طرح عملیات کربلا ۳ طرح ریزی شده بود…تازگی داشت. این به چه معنا هست.

*به این معنی اطلاعات شما و این کاری که انجام دادید موجب رخ دادن مرحله سوم شد؟

من در اینجا که خاطراتم در آن هست در تاریخ شانزده برج دو، صحبت کردم که در تاریخ یازدهم و دوازدهم، چون در منطقه هم بود و در شناسایی عملیات حضور داشتم, با آنها بودم. یک هفته قبل عملیات ها آمده بدم  وکل این مسیرها را می دانستم و در کل این مسائل و طراحی ها با آنها بودم…ما طراحی می کردیم از پشت جبهه ۱۶ کیلومتر در عقبه دشمن و شناسایی ما از آنجا بود.

*عملیات کاملا با موفقیت انجام شد؟

بله عملیات کامل با موفقیت انجام شد. آن روز من در قرارگاه علی بن ابیطالب بودم که شهید مجید بقایی آمد و گفت که فلانی بیا، در ماشین وی سوار شدم گفتم «آقا مجید ما در این عملیات چه تعداد شهید دادیم و من شرمنده هستم می ترسم شهید زیاد داده باشیم.» گفت «باور کن اندازه انگشتان دست تو ما شهید دادیم. این خودرو را ببین، به من نشان داد.» دیدم ۴ الی ۵ نفر شهید عالی مقام در این خودرو گذاشته بودند و مابقی کشته شده های عراقی بودند. ما در منطقه آمدیم و ماشین ها را گذاشتیم و من رفتم که بتوانم کمکی به آزادسازی خرمشهر کنم… .

——————————-
گفت‌و‌گو از علیرضا خوب بخت
——————————-

انتهای پیام/

ضابطیان: تلویزیون نباید رسالت فرهنگی‌اش را فراموش کند/ کسی که بتواند اسپانسر بیاورد تهیه‌کننده می‌شود!- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم

به گفته خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،‌ یکی از مشکلات امروز تلویزیون، توجه به کمیّت‌ها در عرصه برنامه‌سازی، کپی از ایده‌های قبلی داخلی و خارجی، غفلت از نیازمندی‌های جامعه، فقدان ایده‌پردازی و عدم استفاده کردن از تهیه‌کنندگان و مجریان کاربلد هست. هر روز هم شدت و عدت بیشتری پیدا می‌کند تا جائیکه هیچ محتوای موثر و مفیدی ازبرای مخاطب ندارد. خصوصاً امسالِ ماه مبارک رمضان که هم در عرصه برنامه‌سازی و هم در عرصه مجموعه تلویزیونی‌سازی شاهد یک خط نامنظمی از استفاده کردن مباحث و سوژه‌های برنامه‌ای و سریالی هستیم.

در یک شبکه‌ای کلیپ کره‌ای روی آنتن می‌بریم که هیچ سنخیتی با این ایام ندارد؛ در شبکه دیگری شاهد سریالی عاشقانه (عشق مثلثی) هستیم که اصلاً قرار نبود در کنداکتور رمضان قرار بگیرد که این اتفاق هم خودش جای تأمل دارد. در یک شبکه دیگر بلبشویی از دیالوگ‌ها و کاراکترها را مخاطب می‌بیند. از طرفی برنامه‌های تلویزیون هم به ویژه در وقت افطار عمدتاً از یک الگو تبعیت می‌کند و خالی از ایده هست. مباحثی که امسال بسیار شائبه‌برانگیز بود موضوعات جامعه‌شناختی یک برنامه تلویزیونی درمورد واسطه‌گری در ازدواج، اعتیاد و حتی استفاده کردن نادرست از بعضی مجریان ازبرای آنتن رمضان جزو حواشی امسال بعضی برنامه‌های رمضانی تلویزیون بود. در صورتیکه سال‌های قبل بهترین‌ برنامه‌ها و مجموعه تلویزیونی‌ها ازبرای این ایام تلویزیون تدارک دیده می‌شدند. همان نکته‌ای که منصور ضابطیان مطرح می‌کند برنامه‌های خوب در تلویزیون وجود دارند و البته برنامه‌های بد هم کم نیستند.

این مجری و برنامه‌ساز تلویزیونی که برنامه «رادیو شب» وی سال‌ها روی آنتن شبکه هفت بود و چند صباحی هست به شبکه شما نقل مکان کرده هست. وی درمورد مشکلات برنامه‌سازی امروز تلویزیون به خبرنگار خبرگزاری تسنیم، گفت: به هر حال در هر فضایی نه تنها رسانه و تلویزیون بلکه مقوله‌های صنعتی همه‌چیز باید در کنار هم جلو برود. قطعاً یکی از اتفاقات با اهمیت به مسائل اقتصادی و بودجه‌ای برمی‌گردد. تمام کشور با یک بحران اقتصادی روبروست و تلویزیون هم از این قاعده مستثنی نیست. زمانی مدیریت فرهنگی با مشکلات اقتصادی روبرو می‌شود اینجا فرهنگ آسیب می‌بیند و تلویزیون ناگزیر هست قسمت عظیمی از خرج‌هایش را از طریق اسپانسرها تأمین کند.

وی با اشاره به حضور تهیه‌کنندگانی که صرف اسپانسر آوردن ازبرای تلویزیون به این جایگاه دست پیدا می‌کنند، افزود: اسپانسرهایی که در تلویزیون کار می‌کنند حرف اول و آخر را می‌زنند و شاید این حضور پررنگ و حکمرانی‌شان به کیفیت و ارزش‌های برنامه‌سازی لطمه وارد کرده هست. از طرفی مشکل تهیه‌کننده کاربلد هم داریم؛ چون هرکسی می‌تواند اسپانسری بیاورد و پول برنامه‌سازی را تأمین کند براساس رابطه ها درست و غلط، می‌تواند نقش تهیه‌کننده تلویزیونی را داشته باشد. در صورتیکه تهیه‌کننده در ادوار قبل، به راحتی نمی‌توانست این جایگاه را بدست بیاورد. باید مراحلی را می‌گذراند و امروز خلاف آن در تلویزیون انجام می‌شود.

ضابطیان با بیان اینکه احتیاج به پولدار شدن در جامعه حس می‌شود و جوانان امروز هم خیلی سریع می‌خواهند و زیاد می‌خواهند، تأکید کرد: جدای از مسئله اقتصادی، متأسفانه بعضی از برنامه‌سازان، ارتباط‌شان با جامعه کم هست و مردم را خیلی کمرنگ درنظر می‌گیرند. در صورتیکه برنامه‌ساز بایستی براساس نیازهای مختلف جامعه و مردم، برنامه تولید کند. ممکن هست نیازهای بد مبنای ساخت یک برنامه باشد. احتیاج به پولدار شدن در جامعه حسّ می‌شود و جوانان امروز خیلی سریع می‌خواهند و زیاد می‌خواهند؛ برنامه‌هایی بایستی ساخته شود که به این آسیب‌های اجتماعی بپردازند. از طرفی نیازهای مثبت جامعه هم خواهان برنامه‌سازی هست که هنرمندانه باید ساخته و پرداخته شوند.

وی خاطرنشان کرد: برنامه‌ساز کاربلد، برنامه‌اش می‌گیرد و کیفیت به چشم مخاطب می‌آید. از این طریق هم جاذبه و هم عمق کیفیت در برنامه‌سازی به رخ کشیده می‌شود. ولی متأسفانه بعضی از برنامه‌سازان با جامعه و نیازمندی‌های مردم بیگانه‌اند و سوژه‌هایی را نشانه‌گذاری می‌کنند که جزو دغدغه‌های اصلی نیست. آرام آرام تلویزیون دایره برنامه‌سازان را تنگ می‌کند و کاربلدها از این دایره بیرون می‌مسیر. با این اتفاق، سرمایه متعلق به مردم و تلویزیون، هرز می‌رود و بسیاری از برنامه‌سازان خانه‌نشین هستند. یا کارهایی که در شأن‌شان نیست انجام نمی‌دهند و مجموع این خوشایند نیست.

این مجری و برنامه‌ساز تلویزیون در خصوص اجرای بازیگران و کم‌کار شدن مجریان با سابقه، تصریح کرد: ازبرای بسیاری از مجریان خوب، برنامه مناسبی نیست. مجری با سواد در تلویزیون کم نداریم و سرمایه و دانش خوبی دارند. کاربلد و کارآمد هستند و سال‌هاست آن‌ها را در تلویزیون نمی‌بینیم و مجری خوبی هم نمی‌بینید. مهمترین رکن فرهنگ ما در تاریخ فرهنگ‌مان شعر و ادبیات هست ما قبل از اینکه تلویزیون داشته باشیم، شعر رسانه اصلی این کشور بوده و الان مهمترین رکن فرهنگی این کشور را در تلویزیون جستجو کنید در کدام برنامه تلویزیونی، شعر می‌شنوید!

وی با اشاره به اینکه بعضی از تهیه‌کنندگان ترجیح می‌دهند یک بازیگری بیاورند تا تنور تلویزیون را گرم نگه دارند، گفت: چقدر مجری خوب داریم به عرصه درست و اصولی اجرا و متعصب نسبت به سنت‌هایی چون شعرخوانی کمک می‌کنند؛ متأسفانه نیستند! چون عمده تهیه‌کنندگان ترجیح می‌دهند یک بازیگری بیاورند و با اهمیت نیست شعر هم بخواند، تنها تنور برنامه‌سازی را گرم نگه دارد! من هیچ‌گاه نمی‌گویم چنین رویه‌ای نباشد و در تلویزیون‌های جهان هم از بازیگران ازبرای اجرا استفاده کردن می‌کنند. ولیکن نباید تلویزیون ما رسالت‌های فرهنگی‌اش را فراموش کند.

ضابطیان افزود: جمله‌ای بر بالای سر درِ تلویزیون نوشته که حضرت امام(ره) فرمودند: «صداوسیما یک دستگاه عظیم آموزشی و تربیتی و به منزله یک «دانشگاه عمومی» هست.» بنابراین صداوسیما قرار هست دانشگاه باشد! درصورتیکه تلویزیون را یک دانشگاه درنظر بگیریم و همه برنامه‌ها را واحدهای مختلف دانشگاه، چند برنامه و مجموعه تلویزیونی تلویزیونی توانسته‌اند رسالت دانشگاهی‌شان را انجام دهند. به لحاظ تکنیک و استراتژی، حرفی را که انتقال داده‌اند یک درس دانشگاهی موثر و مفید تلقی می‌شود.

انتهای پیام/

ظهیری: خدیجه(س) مصداقی عینی از یک جهادگر مالی در مسیر خدا هست / ثروتمندان به پیروی از خدیجه(س) نسبت به فقرا احساس وظیفه کنند- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم

به گفته خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، حضرت خدیجه(س) نخستین و وفادارترین همسر پیامبر گرامی اسلام(ص) شناخته می‌شود. از ویژگی حضرت خدیجه سلام الله علیها نسبت‏ به پیامبر، درک ارزش‌‏های واقعی ایشان در برابر فریبندگی‏‌های ظاهری و دنیوی بود. وی معنای کمالات انسانی را به خوبی شناخت و چون توانست آن را تنها در وجود پیامبر اکرم بیابد، حاضر شد تمام شخصیت و دارایی خود را ازبرای درک آن فدا کند. وی در این مسیر هم از مال خود و هم از موقعیت اجتماعی‏‌اش گذشت.

خدیجه(س) ازبرای درک این کمال واقعی، قالب‏‌های جاهلی را شکست و بهایی سنگین از جمله قطع رابطه زنان، حتی تا وقت تولد حضرت فاطمه سلام الله علیها را به جان خرید. خدیجه سلام‌الله علیها این نوع نگرش خود را هنگام ابراز تمایل به ازدواج، این شکل با پیامبر مطرح کرد: «یابن عم انی رغبت فیک لقرابتک و سعلتک فی قومک و امانتک و حسن خلقک و صدق حدیثک; ای پسر عمو، من به خاطر خویشاوندی، شرافت تو در میان مردم، امانت‏داری، خوش ‏خلقی و راستگویی‌ات به تو تمایل پیدا کردم.» (تاریخ طبری، ج ۱، ص ۵۲۱) هر گاه رسول خدا از آزار و اذیت مشرکان اندوهناک می‌شد، خدیجه وی را آرامش می‌بخشید، سنگینی مشکلات را از دوش وی بر می‌داشت و آزار مردم را در نظر وی آسان می‌کرد.

به مناسبت سالروز رحلت این بانوی بزرگوار اسلام با حجت‌الاسلام علی اصغر ظهیری مدرس و پژوهشگر حوزه علمیه گفت‌وگو گرفتیم. وی که صاحب کتاب «گذری بر زندگانی مادران چهارده معصوم» با عنوان  «همسران با فضیلت» هست، در قسمت‌هایی از این گفت‌وگو می‌گوید:

حضرت خدیجه(س) توانست با انفاق مال خود در مسیر خدا رضایت پیامبر و هادی و امام وقت خویش را جلب کند. امروز کسی تصور نکند در غیبت امام عصر(عج) فرصت جهاد با مال تمام شده هست‌؛ اکنون اغنیا نسبت به فقرا باید احساس وظیفه کنند. مالشان را امانت خدا در دستان‌شان بدانند.

وی همچنین می‌گوید: یکی از ویژگی‌های حضرت خدیجه(س) رسیدگی به امور فقرا و نیازمندان بود. ایشان در زمانی که مسلمانان در شعب ابی‌طالب دچار محاصره اقتصادی بودند، با واسطه‌هایی که داشت، در حد توان خود آذوقه‌رسانی می‌کرد. کسی که به خاطر خدا به فقیران رسیدگی می‌کند معلوم هست که تمایلی به شهوات دنیا ندارد. چقدر زیباست که یک ثروتمند تک‌خور نباشد.

مشروح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید.

* یکی از مسائل رایج میان مردم مؤمن، بحث ثروت و ثروت‌اندوزی و یا وسعت مالی و مکانی هست. آیا اسلام این رفتار را رفتاری دنیوی شمرده و آن را تقبیح کرده و یا حد و حدودی ازبرای آن قائل شده هست؟

مسئله اصلی درمورد نوع نگرش ما به دنیا و کسب و مال دنیاست. عمده انسان‌ها ارزش و شرافت انسان‌‌ها را به ثروت‌شان می‌دانند. این نوع افراد در برخورد با فقرا متکبر و نسبت به ثروتمندان متواضع‌اند. بنابراین مطمئناً اسلام این نوع نگاه را نمی‌پسندد. در دین مبین اسلام هیچ گاه ثروت نشانه شخصیت افراد نیست بلکه آنچه با اهمیت هست، رشد معنوی و اخلاقی هست. اتفاقاً فرموده‌اند هر اندازه تعلقات خود را کمتر کنید مقام‌تان بالاتر هست.

منتها این کار را نه تنها تقبیح نکرده بلکه در جاهایی تشویق به پرداختن نسبت به امور دنیا کرده هست. امام باقر(ع)‌ در روایتی فرمود:  «إِنِّی لَأُبْغِضُ‏ الرَّجُلَ یَکُونُ کَسْلَانَ‏ عَنْ أَمْرِ دُنْیَاه‏؛ به این معنی نزد من مبغوض‌ترین فرد کسی هست که نسبت به امر دنیایش کسالت و تنبلی داشته باشد.» امام(ع) دلیل آن را در ادامه اینگونه فرمودند: « وَ مَنْ کَسِلَ عَنْ أَمْرِ دُنْیَاهُ فَهُوَ عَنْ أَمْرِ آخِرَتِهِ أَکْسَلُ؛ هر کسی که نسبت به امر دنیایش کسالت داشته باشد، نسبت به آخرت خود کسل‌تر هست». پس نسبتی به رسیدگی به امور دنیوی با اخروی وجود دارد.

حضرت زهرا(س) فدک را به خاطر تمایلات دنیوی نمی‌خواست

نمونه بارز آن را در خود زندگانی اهل‌بیت(ع) می‌بینیم. ایشان بسیار در امور دنیا کوشا بودند، منتها دغدغه‌شان رسیدگی به فقرا بود؛ مثلاً پیامبر گرامی اسلام(ص) فدک را که به صدیقه کبری(س) بخشید، ایشان تمام درآمد حاصل از فدک را خرج فقرا می‌کرد. درصورتیکه قرآن می‌فرماید عده‌ای هستند که «دیگران را بر خود ترجیح مى‏دهند، گرچه خودشان را احتیاج شدیدى [ به مال و متاع ] دارند؛ وَ یُؤْثِرُونَ‏ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ» و یا می‌فرماید: « و غذا را در عین دوست داشتنش، به مسکین و یتیم و اسیر انفاق مى‏کنند؛ وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ‏ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً» چه کسی جز خاندان وحی می‌توانند مصداق این آیات باشند؟ ضمن آنکه در روایات اشاره شده این‌ها علی و فاطمه و آل عبا هستند.

بنابراین زمانی حضرت زهرا(س) چادر سر خود می‌کند و ازبرای پس گرفتن فدک کار می‌کند، درصورتیکه کسی تصور کند که هدف حضرت زهرا از بازپس‌گیری فدک هدفی دنیایی هست؛ در این صورت دچار ضعف معرفتی هست.

تمام این مسائل ناشی از این مسئله می‌شود که انسان زمانی دارای مقام می‌شود که از دنیا و تمایلات دنیا جدا شود نه اینکه گره به دنیا داشته باشد. انسان هر اندازه وابستگی‌اش به مال و مقام دنیا کمتر باشد، دارای درجات معنویت بیشتری هست. البته ذکر این نکته ضروری هست که منظورمان رهبانیت نیست بلکه انسان می‌تواند در عین داشتن اموال بسیار نسبت به آن‌ها به شکل‌ای وابستگی نداشته باشد که از آخرت خود غافل شود. اهل‌بیت(ع) هیچ گاه فقر را تمجید نمی‌کنند و مخالف فقیرپروری و گداپروری هستند.

می‌توان در عین ثروتمندی دغدغه دین داشت

* با این توضیح حضرت خدیجه(س) نمونه بارز دیگری از افرادی هست که در عین ثروتمندی، دنیای خود را تا پای جان خرج خدا و آرمان‌های اسلام کرد.

بله همین طور هست؛ به نظرم خدیجه کبری(س) الگوی مناسبی ازبرای ثروتمندان عالم هست و در قیامت ازبرای آن دسته از افرادی که فریفته دنیا شدند، تابلویی معنوی هستند تا جلوی بهانه این عده گرفته شود. پس می‌توان در عین ثروتمند بودن به فکر دیانت و پایداری در مسیر ولایت اهل‌بیت(ع) بود. ایشان در عین ثروت لحظه‌ای تعلق خاطر به دنیا نداشت.

ارزش انسان به مال و منالش نیست

حضرت خدیجه(س) در زمانی که ازدواج کرد، بزرگان قریش را جمع کرد و فرمود نشنوم پشت سر محمد(ص) بگویید یتیم ابوطالب به خاطر ثروت خدیجه با وی ازدواج کرد. تمام ثروت و زندگی من در اختیار خاتم‌الانبیاست و خود من هم کنیز وی هستم. ای کاش تمام کسانی که روی شمش طلا می‌خوابند و حسابشان پر از پول هست به این توجه می‌کردند که ارزش و مقام انسان در این دنیا به ثروتش نیست.

حضرت خدیجه(س) و رسیدگی به فقرا

یکی دیگر از ویژگی‌های حضرت خدیجه(س) رسیدگی به امور فقرا و نیازمندان بود. ایشان در زمانی که مسلمانان در شعب ابی‌طالب دچار محاصره اقتصادی بودند، با واسطه‌هایی که داشت، در حد توان خود آذوقه‌رسانی می‌کرد. کسی که به خاطر خدا به فقیران رسیدگی می‌کند معلوم هست که تمایلی به شهوات دنیا ندارد. چقدر زیباست که یک ثروتمند تک‌خور نباشد. خداوند در آیه۲۶۱ سوره بقره درمورد ارزش و برکات انفاق در سبیل‌الله می‌فرماید: مَثَل آنان مانند دانه‏اى هست که هفت خوشه برویاند ، در هر خوشه صد دانه باشد  و خدا براى هر که بخواهد چند برابر مى‏کند و خدا بسیار عطا کننده و داناست‏؛ مَثَلُ الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فی‏ کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ. راهش این هست که ثروت را توزیع کنی. زمانی ثروت را در گردونه تولید و خدمت به دیگران بیاندازی، برکت می‌یابد.

زمانی که خدیجه(س) پیراهن پیامبر را کفن خود انتخاب کرد

حضرت خدیجه(س) از تمام ثروت خود می‌گذرد، خداوند به وی عطاهای خاص می‌کند. شب رحلت آن بانوی بزرگوار نقل هست دو وصیت به همسر خود کرد و پس فرمود وصیت سوم را شرم می کنم برایت بگویم. آن را به فاطمه عرض می‌کنم تا وی برایت بازگو کند. سپس فاطمه را فراخواند و به وی فرمود: نور چشمم، به پدرت رسول الله بگو: مادرم می‌گوید: من از قبر در هراسم؛ از تو می خواهم مرا در لباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی، کفن کنی. پس فاطمه زهرا (س) از اتاق بیرون آمد و مطلب را به پیامبر (ص) عرض کرد. پیامبر اکرم (ص) آن پیراهن را ازبرای خدیجه فرستاد و وی بسیار خوشحال شد. هنگام وفات حضرت خدیجه، پیامبر اکرم(ص) غسل و کفن وی را به عهده گرفت. ناگهان جبرئیل در حالی که کفن از بهشت همراه داشت، نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله، خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید: ایشان اموالش را در مسیر ما صرف کرد و ما سزاوارتریم که کفنش را به عهده بگیریم.

حضرت خدیجه (س) در سن ۶۵ سالگی در ماه رمضان سال دهم بعثت در خارج از شعب ابوطالب جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیغمبر خدا (ص) شخصاً خدیجه را غسل داد، حنوط کرد و با همان پارچه‌ای که جبرئیل از سمت خداوند عزوجل ازبرای خدیجه آورده بود، کفن کرد.

به قدری حضرت خدیجه نزد خدا جایگاه دارد که پیامبر(ص) می‌فرمود هرگاه جبرئیل بر من نازل می‌شد و آیات قرآن را می‌آورد، قبل از عرضه آیات می‌فرمود خداوند به تو سلام رساند و فرمود قبل از نزول آیات ابتدا سلام مرا به خدیجه برسان.

* در آیاتی از قرآن درمورد جهاد با مال و جان صحبت شده هست. آیا می‌توان گفت حضرت خدیجه(س) یکی از مصادیق بارز این دست آیات هستند.

ابتدا عرض کنم چندگونه جهاد داریم: یک نوع جهاد، جهاد با جان هست که در واقع عالی‌ترین نوع جهاد شمرده می‌شود. شهدا با جان خود جهاد کردند.

جهاد با زبان نوع دیگری از جهاد هست. حضرت ابی‌اذر کسی بود که زبان گویای پیامبر و اهل‌بیت(ع) و مدافع حقوق آن‌ها بود. از این جهت وی را به سرعت به ربذه تبعید کردند. در عصر ما شهید مطهری نیز با زبان خود جهاد کرد. یا بعضی با نوشتن و قلم به جهاد می‌پردازند. شخصی مثل مرحوم کلینی حدود ۳۰ سال به جمع‌آوری اصول کافی پرداخت.

خدیجه(س) نمونه‌ای از جهادگران با مال و جان

یک نوع جهاد داریم به نام جهاد با مال. خداوند می‌فرماید عده‌ای هستند که در مسیر خداوند با مال و جان‌شان جهاد می‌کنند؛ در این باره در آیه۹۵ سوره نساء می‌خوانیم: «الْمُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ». نکته ظریف در این آیه، مقدم کردن مال بر جان هست. به این معنی کسی توفیق شهادت در مسیر خدا را می‌یابد که از مال و منال خود بگذرد. کسی که کم‌تر تعلقی به اموال دنیا داشته باشد، به طور قطع نمی‌تواند از جان خود بگذرد. این از ویژگی‌های بارز شهدای اسلام هست. ما در جریان مدافعان حرم نیز مشاهده کردیم که شهدای مدافع حرم تمام خانه و کاشانه خود را رها می‌کردند و ازبرای دفاع از حریم اهل‌بیت(ع) و حریم انقلاب اسلامی وارد نبرد با دشمن می‌شدند.

  می‌توان گفت بارزترین مصداق مجاهد فی سبیل الله در صدر اسلام پس از معصومین(ع)، حضرت خدیجه(س) بود. وی زندگی خود را صرف اعتلای اسلام کرد. درصورتیکه خدا این شخصیت بزرگوار را در مسیر پیامبر قرار نمی‌داد، مشکلات مادی بر امت اسلام عارض می‌شد و چه بسا تحریم‌های دشمن اثرات مخرب‌ترین بر پیکره جامعه نوپای نبوی ایجاد می‌کرد.

ثروتمندان به پیروی از خدیجه(س) نسبت به فقرا احساس وظیفه کنند

* منتظران ظهور و مردم شیعه ما چه درسی از رفتار این بانوی بزرگوار اسلام می‌توانند بگیرند؟

 امروز کسی تصور نکند در غیبت امام عصر(عج) فرصت جهاد با مال تمام شده هست‌؛ اکنون اغنیا نسبت به فقرا باید احساس وظیفه کنند. مالشان را امانت خدا در دستان‌شان بدانند. نیازمندان شامل فقرا، درماندگان و زندانیانی می‌شود که به خاطر مسائل مالی و جرائم غیر عمد پشت نرده‌های زندان هستند. عمده این افراد نیز باآبرو و دارای جایگاه اجتماعی‌اند. به طور قطع کمک به یک مؤمن سبب خشنودی خدا و شادی دل امام عصر(عج) می‌شود. به چه دلیل که شما نه تنها یک نفر را آزاد کردید بلکه یک خانواده و چه بسا چند خانواده را از مشغله فکری و ذهنی رها کردی. حضرت خدیجه(س) توانست با انفاق مال خود در مسیر خدا رضایت پیامبر و هادی و امام وقت خویش را جلب کند. ما نیز این فرصت را از دست ندهیم.

امروز کسی تصور نکند در غیبت امام عصر(عج) فرصت جهاد با مال تمام شده هست‌؛ اکنون اغنیا نسبت به فقرا باید احساس وظیفه کنند. مالشان را امانت خدا در دستان‌شان بدانند. نیازمندان شامل فقرا، درماندگان و زندانیانی می‌شود که به خاطر مسائل مالی و جرائم غیر عمد پشت نرده‌های زندان هستند.

 

 

رمضان ماه آزادی بندگان از گناهان؛ ما هم فقرا را از بند فقر آزاد کنیم

همچنین یکی از اوصاف ماه رمضان هم شهر العتق به معنای ماه آزادی هست. خداوند متعال ما را از قید و بند گناهان آزاد می‌کند و چقدر زیباست که ما هم دیگران از بند خطاهای عمد و غیر عمد رها کنیم. و یا بتوانیم دغدغه مالی خانواده‌های ضعیف را تا حد امکان تأمین کنیم و آن‌ها را از بند فقر و نداری رها کنیم. کم نیستند دختران جوانی که قدرت خرید جهیزیه ندارد. دیگری روی تخت بیمارستان توانایی تأمین خرج‌های پزشکی خود را ندارد.

انتهای‌پیام/

دعای روز یازدهم ماه مبارک رمضان/بسترهای عروج انسان در ماه رمضان- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم

به گفته خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، همزمان با شروع ماه مبارک رمضان ادعیه روزانه این ماه شریف بسیار جای دقت و تفکر دارد. این دعاهای روزانه که در محافل مذهبی خوانده می‎شود توسط ابن‌عباس از پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نقل شده هست و علمای بزرگ اسلام آنها را در کتاب خود ثبت و ضبط کرده‎اند و ما این ادعیه را از کتاب «‏اقبال الأعمال» سیدبن طاووس عالم بزرگ شیعه نقل می‌کنیم. این کتاب‏ مانند سایر کتاب‌هاى سید از اعتبار و ارزشی ویژه ‌میان علماى شیعه برخوردار هست تا جایی که شیخ عباس قمی در «مفاتیح الجنان» بسیار از ادعیه این کتاب استفاده کردن کرده هست.

اینک به‌‌مناسبت فرا رسیدن یازدهمین روز ماه مبارک رمضان، دعای این روز به‌همراه شرحی بر آن منتشر شده هست:

اَللّهُمَّ حَبِّبْ اِلَیَّ فیهِ الْاِحْسانَ وَکَرِّهْ اِلَیَّ فیهِ الْفُسُوقَ وَالْعِصْیانَ وَحَرِّمْ عَلَیَّ فیهِ السَّخَطَ وَالنّیرانَ بِعَوْنِکَ یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ

خدایا در این ماه نیکی را پسندیده من گردان، و نادرستی‌ها و نافرمانی‌ها را مورد کراهت من قرار ده، و خشم و آتش برافروخته را بر من حرام گردان، به یاری ات ای فریادرس دادخواهان

* حجت‌الاسلام محمود ریاضت محقق و کارشناس علوم دینی در توضیح دعای این روز ازبرای تسنیم نوشت: یکی از خروجی‌های با اهمیت ضیافت الهی صحیح شدن زاویه نگرش انسان به ارزش‌ها و ضد ارزش‌هاست، اینکه دیدگاه بندگان خدا در راستای دیدگاه معبود هست یا خیر، مدار حرکت انسان را معلوم می‌کند.

محبوب بودن ارزش‌های الهی در تفکر انسان زمینه‌ساز عملیاتی شدن این فضائل در زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی هست و منفور بودن ضد ارزش‌ها در نگرش انسان بسترساز دوری از این رذائل را در همه ابعاد و زوایای زندگی هست و درصورتیکه این با اهمیت در اعمال، رفتار، کردار و گفتار بنده تجلی پیدا کرد، آنگاه دوری از غضب و عذاب الهی که نتیجه عملکرد ناصحیح خود انسان هست محقق می‌شود.

تا هجرت صغری که هجرت از مکان گناه کاری به مکان عبادت و بندگی هست و هجرت وُسطی که هجرت از زشتی گناه و معصیت و حرام‌ها به سوی زیبایی خوبی‌ها و حسنات هست محقق نشود، هجرت کُبری نیز تحقق نخواهد یافت و به باطن رمضان و ضیافت الهی دست پیدا نخواهد شد. تثبیت چنین دیدگاهی در تفکرات بنده می‌تواند با هجرت از رذائل به سوی فضائل، بسترهای عروج و صعود انسان را از حضیض خاک به اوج افلاک فراهم آورده تا با هجرت از خود به خدا تحقق هجرت کُبرَی را رقم زند.

ظرف زمانی رمضان و گسترده سفره ضیافت الهی فرصت مغتنم امکان تغییر و تصحیح نگرش انسان در این خصوص را بیش از پیش فراهم آورده هست که مهمان این ضیافت می‌تواند با تفکر، تعقل و تدبر در این با اهمیت، دعای امروز را در حق خود به هدف اجابت نزدیک کند.

 

انتهای پیام/

اکران کلیپ “به دنیا آمدن” در سینماهای هنر و تجربه- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم

به گفته باشگاه خبرنگاران پویا، کلیپ سینمایی «به دنیا آمدن» به کارگردانی محسن عبدالوهاب که این روزها در سرگروه فرهنگ روی پرده رفته هست به طور همزمان در گروه سینمایی «هنر و تجربه» نیز به نمایش درمی آید.

مخاطبان «هنر و تجربه» می توانند در سالن های این گروه سینمایی به تماشای کلیپ «به دنیا آمدن» به کارگردانی محسن عبدالوهاب و تهیه کنندگی محمد احمدی که پس از ۴ سال موفق به اکران شده هست، بنشینند.

در این اثر هدایت هاشمی، الهام کردا، بهناز جعفری، سپهراد فرزامی، رضا مرتضوی، رویا جاوید نیا و…گیم می کنند.

در خلاصه قصه این کلیپ آمده هست: زن و شوهری در آستانه میانسالگی ازبرای ادامه زندگیشان دچار مشکل می شوند.

عبدالوهاب پیش از این ساخت کلیپ «لطفا مزاحم نشوید» را در کارنامه دارد و همچنین در «گیلانه» و «خون گیم» با رخشان بنی اعتماد کارگردانی مشترک داشته هست.

چهارمین کلیپ بلند سینمایی عبدالوهاب در سی و چهارمین جشنواره ملی کلیپ فجر نامزد دریافت سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن ازبرای الهام کردا، بهترین موسیقی و بهترین تدوین شد. همچنین جایزه بزرگ هیات داوران جشنواره وزول فرانسه، منتخب جشنواره های توکیو، شانگهای چین و گرانادا از دیگر حضورهای میان المللی این کلیپ به شمار می رود.

انتهای پیام/